آنچه كه اين روزها در اردوى استقلال به وضوح به چشم مى آيد، تلاش بى وقفه كادر فنى به منظور رهايى آبى ها از لاك دفاعى و رسيدن به مرز شادابى و هارمونى لازم است.
در اين راستا، فيروز كريمى و دستيارانش بدجورى به جنب و جوش افتاده اند اما به نظر مى رسد ساختمان ذهنى سرمربى استقلال هنوز به نتيجه نرسيده، چرا كه آبى ها به موازات آنكه خيلى سخت گل مى زنند، بسيار سهل و آسان نيز دروازه  خود را گشوده مى بينند. نقطه تاريكى كه هنوز از اردوى استقلال رخت برنبسته و به «پاشنه آشيل» آنها مبدل شده است. از نخستين ديدارى كه استقلال مقابل همنام اهوازى خود در ليگ هفتم انجام داد تاكنون، اين ضعف آشكار به دفعات تكرار شده اما اينكه چرا مثل خوره به جان آبى ها افتاده و بيرون نمى رود، نياز به كنكاش موشكافانه دارد، هر چند كه فيروز كريمى به اين معضل وقوف دارد و به كرات شاگردانش را از اين بابت مواخذه كرده است.
نمونه بارز اين ضعف در بازى با شيرين فراز ديده شد كه در پى سهل انگارى مدافعان مركزى و جايگيرى غلط طالب لو، دروازه استقلال راحت تر از هميشه به تسخير درآمد. اين گل باز هم با ضربه سر رقم خورد، همان طورى كه در بازى با مس نيز طالب لو از اين روزنه گزيده شده بوده! اين يك واقعيت غيرقابل كتمان است كه مدافعان مركزى و طالب لو در نبردهاى هوايى كم مى آورند كه به نظر مى رسد «سرعت در واكنش»، «سرعت صحيح حدس زدن» و «سرعت ذهنى» آبى ها در اينگونه مواقع بحرانى، در حد و اندازه هاى يك تيم حرفه اى نيست.
اين مهم را ملكه ذهن خود كنيم كه «فوتبال سريع»، «سريع  دويدن» نيست. در دورانى از تاريخ فوتبال، كره شمالى به دليل سريع بودن مهاجمانش، به تيم سرعتى شهره بود اما امروز «فوتبال سريع» تعريف خاصى دارد. در سطور بالا به چند ويژگى كه مى بايست بازيكنان استقلال در خطوط سه گانه آن را رعايت كنند اشاره كرديم كه بى گمان اگر آبى ها آن را به خوبى از قوه به فعل درآورند، ترس از گل خوردن و از همه بدتر مفت گل خوردن از چهره  آنها زدوده خواهد شد.
هر چند كه دو خط ديگر استقلال يعنى خط ميانى و خط آتش نيز از سرعت بايسته برخوردار نيست اما واقعيت اين است كه استقلال مدل «فيروز كريمى» ابتدا در دفاع هماهنگ و سپس گل زدن، به ميدان مى آيد. لذا بحث سرعت به ويژه سرعت در واكنش، سرعت صحيح حدس زدن و سرعت ذهنى هنوز در نزد آبى ها به خوبى جا نيفتاده.
در سرعت ذهنى «استفاده از نبوغ و هوش بازيكن براى بازيخوانى»، در سرعت در واكنش «واكنش صحيح در سريع ترين زمان ممكن» و در سرعت صحيح حدس زدن «توانايى  پيش بينى اتفاقات پيش از بروز آن» مى بايست ملكه ذهن بازيكن شود.
باز هم تكرار مى كنيم كه ضعف هاى ياد شده منحصر به خط دفاعى نيست اما يادمان باشد كه اين منطقه حساس در تيم استقلال، شگرد لازم را دارا نيست و كادرفنى مى بايست براى رفع اين نقيصه چاره اى اساسى بينديشند. به ويژه در آستانه بازى با سايپا كه مهاجمان و مردان ميانى تيم «على دايى» از آلوز گرفته تا ترائوره، انصارى فرد، زوهانى، آشتيانى و صادقى همگى چارچوب دروازه  را به خوبى مى شناسند و گلزن هستند.
براى تيمى كه داعيه حضور در جمع مدعيان و قهرمانى در جام حذفى را در سر مى پروراند آمار نگران كننده «۲۸ گل زده و ۲۶ گل خورده» اصلا قابل توجيه نيست و تمامى نفرات اين تيم ريشه دار از آخرين مرد دفاعى گرفته تا نوك پيكان حمله، تقصيركار هستند.
با آنكه فيروزخان، تلاش بى حد و حصرى را براى ترميم اين نواقص از خود نشان مى دهد اما نبايد از اين مساله هم به سادگى گذر كنيم كه استقلال در ابتداى فصل در يارگيرى موفق عمل نكرد و نتوانست خلأ نبودن مردان تاثيرگذارى چون حسين كاظمى، مهدى رحمتى، سياوش اكبرپور و ميثم بائو را پر كند. از همه بدتر اينكه فهرست نفرات آنچنان شتابزده بسته شد كه جايى براى استخدام نفرات تازه در نيم فصل دوم باقى نماند تا آنها هم بسان رقيب ديرينه خود بتوانند بايكنانى چون ماته، كعبى و آراندا را جذب كنند و خونى تازه در شريان هاى خطوط مختلف، تزريق نمايند.