حكم اخراج ساموئل به حالت تعليق درآمد
آقاى حجازى با احترام بفرماييد خونه!
چهارشنبه ۹/۸/۸۶
ورزشگاه: آزادى
ساعت: ۰۰:۱۵
چارچوب: هفته دوازدهم ليگ برتر
پيكان: ۳
گل ها: ميثم خسروى (۳۱ و ۲+۴۵) و ابراهيم توره (۷۹)
پاس گل: پيروز قربانى (۲+۴۵) و داريوش يزدانى (۷۹)
استقلال: ۲
گل ها: محمد نوازى (۱۳) و آرش برهانى (۲۱)
پاس گل: مجتبى جبارى (۱۳ و ۲۱)
داور: محمود رفيعى
كمك ها: حسين نجاتى و جواد تقى پور
اخطار: ميثم رضاپور، محمد محمدى، ابراهيم توره و محمدرضا طهماسبى (پيكان)
اخراج: مجتبى سرآسيابى (۸۰)
تماشاگر: ۱۰ هزار نفر
ستاره ميدان: ابراهيم توره (پيكان)

پيكان:حسين آشنا، مجتبى سرآسيابى، مهدى محمدى، مهدى تاجيك، محمدرضا طهماسبى، داريوش يزدانى، ميثم خسروى، على قربانى (مرتضى عزيزمحمدى ۷۴)، كندو تچونكانك، ابراهيم توره
سرمربى: ساموئل دارابينيان
استقلال:اشكان نامدارى، اميرحسين صادقى، پيروز قربانى، مهدى اميرآبادى، محمد نوازى، پژمان منتظرى، مجتبى جبارى (عليرضا منصوريان ۶۹)، اميدرضا روانخواه (ميثم منيعى ۸۰)، مهرداد پولادى، آرش برهانى (اصغر نادعلى ۷۶)، فرهاد مجيدى
سرمربى: ناصر حجازى
 ـ خنده مرموز و نگاه عاقل اندر سفيه مجتبى جبارى به نيمكت ذخيره ها هنگام بيرون آمدن از زمين پايان كار بود؛ مجتبى هم مثل هر بيننده اى خوب مى فهميد كه اين تعويض چقدر اشتباه است و چه سرنوشتى در انتظار حجازى است. مجتبى بيرون رفت و على منصوريان با سرى تراشيده و براق وارد زمين شد اما همين اشتباه كار دست ناصرخان داد تا ابراهيم توره در دقيقه ،۷۹ تيرخلاص را شليك كند؛ خداحافظ آقاى حجازى … لطفا با احترام بفرماييد خونه!
تماشاى شكست يك قهرمان چه سخت و دردناك است؛ وقتى دوربين تلويزيونى روى صورت ناصر حجازى زوم مى كند، به طور حتم هواداران دوآتشه پرسپوليس هم نمى خندند، چرا كه ناصر حجازى، ناصر حجازى است اما او ديگر در يك بحران بزرگ گرفتار شده است و تنها يك راه فرار دارد: «با احترام بفرماييد خونه…!»
استقلال بازى را خوب به عبارتى توفانى شروع كرد؛ مزد اين شروع خوب، شوت ۳۵ مترى محمد نوازى بود كه دروازه پيكان را گشود. مجتبى جبارى در اين صحنه با يك تعويض بازى خوب، محمد نوازى را صاحب فرصت كرد تا از فاصله ۳۵ مترى دروازه را باز كند. پس از اين گل، پيكان براى لحظاتى جلو كشيد اما استقلال كه با حرص و ولع خاصى بازى را شروع كرده بود، در حركتى شبيه ضد حمله به محوطه جريمه پيكان نزديك شد و باز هم مجتبى جبارى با يك پاس در عمق آرش برهانى را صاحب فرصت كرد.
آرش ضربه اش را زد تا اين گل در دقيقه ۲۱ ثبت شود. اين نتيجه براى استقلال معقول به نظر مى رسيد اما ناصر حجازى هيچ تغييرى در نوع بازى تيمش به وجود نياورد تا نتيجه را حفظ كند. پيكان كه چيزى براى از دست دادن نداشت، آهسته آهسته جلو آمد و در اين مدت فرصت هاى خوبى را توسط ابراهيم توره، كندو تچونكانك، محمدرضا طهماسبى و رضاپور به دست آورد اما هيچ كدام به گل تبديل نشد تا در دقيقه ،۳۱ ميثم خسروى با يك شوت از راه دور، اول جواب محمدنوازى را داد و بعد لرزه بر اندام حجازى انداخت.
پس از اين گل معلوم بود كه پيكان مى خواهد به گل دوم برسد اما استقلالى ها چنين حسى را نداشتند. بازيكنان پيكان چند فرصت ايده آل را از دست دادند تا در واپسين دقايق بازى، على قربانى توپ را روى دروازه اشكان نامدارى فرستاد؛ پيروز قربانى به شكلى عجيب و غريب توپ را با سر دفع كرد تا ميثم خسروى روى قوس محوطه جريمه صاحب توپ شود و با يك شوت زمينى، دروازه استقلال را باز كند و همه چيز مثل دقيقه يك بازى مساوى شود.
154815.jpg
پس از اين گل، داور به نشانه پايان نيمه اول سوت كشيد. نيمه دوم، نيمه بدشانسى هاى برهانى كه نه، بدبيارى هاى حجازى بود، آرش برهانى تا توانست، موقعيت خراب كرد و يك قانون نانوشته در فوتبال اجرا شد. تيمى كه گل نزند، گل مى  خورد. البته پيش از آنكه استقلال گل بخورد، حجازى با يك تعويض عجيب، مجتبى جبارى را بيرون كشيد و منصوريان را به زمين فرستاد تا بستر براى شكست استقلال مهيا شود!
بازى ادامه داشت و در ادامه از دست رفتن فرصت هاى تيم استقلال، سانتر نوازى كه با ضربه سر پژمان منتظرى به گل تبديل شد با پرچم كمك داور مردود اعلام شد.
۱۰ دقيقه پس از اين صحنه، داريوش يزدانى ضربه كرنر را بلند به محوطه جريمه فرستاد و توپ از سر همه گذشت تا ابراهيم توره با زانو توپ را به سمت دروازه بزند. مهدى اميرآبادى با سر توپ را برگرداند اما پرچم كمك داور بالا رفت و اين بار نه به نشانه آفسايد كه او وسط زمين را نشان مى داد؛ اميرآبادى پشت خط بود و توپ را از درون دروازه دفع كرد. پس از اين گل، استقلال هر چه داشت و نداشت رو كرد. حاصل تلاش آنها، فقط اخراج مجتبى سرآسيابى از دقيقه ۸۵ بود اما استقلال در ۱۰ دقيقه پايانى از پس تيم ۱۰ نفره پيكان برنيامد تا پيكان برنده اين بازى باشد.
با سوت محمود رفيعى، فرهاد مجيدى زانو زد و به زمين افتاد. از روى سكوها معلوم بود كه چطور هق، هق مى كند و اشك مى ريزد. ناصر حجازى روى نيمكت ميخكوب شده بود و حرفى براى گفتن نداشت. اين شرح كوتاهى بود بر شكست تيمى كه همه را نااميد كرده است.
خسته نباشيد آقاى حجازى … با احترام بفرماييد…!