براى اينكه به عوامل ناكامى استقلال پى ببريم، لازم است فلاش بكى به گذشته بزنيم به زمانى كه على فتح الله زاده با حكم سازمان تربيت بدنى به عنوان مديرعامل اين باشگاه انتخاب شد. فتح الله زاده پس از چند سال به اين باشگاه بازگشته و همانطورى كه وعده داده بود، ناصر حجازى را به عنوان سرمربى استقلال انتخاب كرد. فتح الله زاده همچون هميشه با هياهوى بسيار گام به اين باشگاه گذاشت.
شناختى كه ازاو داشتيم، ما را به اين نتيجه مى رساند كه وى سعى مى كند هيچ كس را از اطرافش دور نكند پس طبيعى بود كه در انتظار«استقلال پرحاشيه اى» باشيم. نوع مديريت فتح الله زاده اينچنين باورى را نزد ما به وجود آورد ديرى نپاييد كه اين اتفاق رخ داد. در فصل نقل و انتقالات افراد زيادى پيرامون باشگاه استقلال فعاليت و هر كدام سعى مى كردند كه بازيكنان موردنظر خود را به كادر فنى تحميل كنند. افرادى كه تحت عنوان معاونان باشگاه مشغول فعاليت بودند، بدون آنكه شرح وظايف خود را بدانند، در امور نقل و انتقالات وارد شدند. هيچ كس نپرسيد چرا رحمتى و كاظمى از استقلال جدا شدند و چگونه نامدارى، نادعلى، بيات و ... سر از اين تيم درآوردند؟ نكته جالب ماجرا اما اينجا بود كه حجازى بدون هيچ گونه اعتراضى اين نفرات را مى پذيرفت و فتح الله زاده هم كه اصولا دلش نمى آمد با كسى برخورد كند. مديرعامل استقلال البته بسيارى از كارهايش را با اين افراد هماهنگ مى كرد و به همين دليل پر بيراه نبود كه از وجود آنها در باشگاه استفاده كند.
استقلال در فصل نقل و انتقالات چند بازيكن مطرح از جمله مجيدى، برهانى، شفيعى و ... را نيز جذب كرد، اما تحركات اطرافيان فتح الله زاده باعث شد آقايى و خليلى سر از پرسپوليس درآورند، در حالى كه در يكقدمى پوشيدن پيراهن استقلال قرار داشتند. همين حاشيه ها كافى بود تا استقلال را به زمين بزند. بنابراين آبى پوشان مهمترين ابزار براى قهرمانى يعنى آرامش را در اختيار نداشتند. مديران اين تيم هم تلاشى براى تحقق اين امر انجام نمى دادند و كسانى كه اطراف آنها را گرفته بودند، در واقع همه كاره استقلال محسوب مى شوند.
ليگ كه شروع شد، مشكلات استقلال هم خود را نشان داد. هفته به هفته به حاشيه هاى اين تيم اضافه مى شد. ناصر حجازى هم از نظر فنى چيزى براى عرضه كردن نداشت و بدين ترتيب مجموعه استقلال لحظه به لحظه به سوى ناكامى حركت مى كرد. تا اينكه در پايان هفته يازدهم استقلال با ۱۴ امتياز از قهرمانى قطع اميد كرده است.
در ناكامى استقلال حجازى را مى توان مقصر اصلى قلمداد كرد، اما تقصير آنهايى كه او را سر كار آوردند و كسانى كه اطراف تيم حاشيه سازى مى كردند كمتر از حجازى نيست. استقلال آنقدر حاشيه داشت كه فيروز كريمى پيش از دربى و زمانى كه صحبت از حضورش در اين تيم بود، در جايى عنوان كرد:«استقلال آنقدر حاشيه دارد كه من با ۳۰ سال سابقه مربيگرى نمى توانم آن را جمع كنم. من كه استاد جمع كردن حاشيه ها هستم، از پس مهار كردن آنچه در استقلال مى گذرد برنمى آيم. مگر اعتبارم را از سر راه آورده ام كه با رفتن به استقلال يك شبه آن را از دست دهم؟»
بدين ترتيب استقلال با كوهى از حاشيه ها و مشكلات در ليگ حضور يافت. اطراف اين تيم آنقدر شلوغ است كه جايى براى كار كردن نمى گذارد. مجموعه استقلال از بالا به پايين از مديريت گرفته - كه نتوانسته آرامش را برقرار كند - تا كادر فنى - كه توانايى خوبى از خود نشان نداده - دچار مشكلات و حاشيه هاى زيادى است و همين مسائل باعث شد استقلال به اين حال و روز بيفتد.