استقلال در فصل نقل و انتقالات خريدهاى بسيار خوبى داشته است. جذب آرش برهانى و محسن بياتى نيا كه تأمين كننده نياز استقلال در خط حمله خواهند بود يك تصميم حرفه اى و عاقلانه محسوب مى شود كه فتح الله زاده و ديگر همكارانش قبل از تلف شدن وقت اقدام به خريد اين ۲ بازيكن كردند. استقلال با جذب پژمان منتظرى و ميثم منيعى هم گام بسيار محكمى در جهت تقويت تيمش برداشت. پژمان در خط دفاع مى تواند تأمين كننده نياز استقلال باشد و ميثم منيعى هم در سمت چپ زمين يك بازيكن همه كاره است به طورى كه توانايى بازى كردن در همه پست هاى اين منطقه را دارد. حجازى حتى مى تواند روى منيعى به عنوان يك مهاجم بغل چپ كلاسيك هم حساب كند. در ميان خريدهاى استقلال به چند بازيكن ليگ يكى هم برمى خوريم كوشكى، نادعلى و نامدارى بازيكنانى هستند كه از ليگ يك به تيم استقلال اضافه شدند و هيچ تجربه اى در ليگ برتر ندارند. استقلال با اين همه خريد خوب اما با از دست دادن حسين كاظمى و محمود فكرى كه توانايى بازى كردن در ميانه ميدان را داشتند با ضعف چشمگيرى از اين ناحيه روبرو شده است. در حقيقت به همين دليل هم بود كه مسؤولان استقلال قبل از سفر به تركيه باب گفت وگو با عباس آقايى هافبك ميانى فصل گذشته پاس تهران را باز كردند تا اين بازيكن را براى پر كردن جاى خالى ميانه ميدان به خدمت بگيرند اما در جلسه اى كه ميان مسؤولان استقلال و آقايى برگزار شد حرف هايى رد و بدل شد كه در نهايت اين بازيكن با ناراحتى باشگاه استقلال را ترك كرد و چند روزى عازم دبى شد و بلافاصله بعد از بازگشت از اين كشور به باشگاه پرسپوليس رفت و با حبيب كاشانى به توافق نهايى رسيد. شايد مسؤولان استقلال آن روز نمى دانستند كه عباس آقايى مى تواند يك گزينه مطمئن و باتجربه در ميانه ميدان باشد و اين بازيكن مى تواند نياز استقلال را در مركز زمين تأمين كند وگرنه با حرف هاى خود باعث رنجش اين بازيكن نمى شدند تا عباس آقايى كه براى استقلالى شدن چراغ سبز نشان داده بود از سر ناراحتى و شايد لجاجت با پرسپوليس قرارداد ببندد. عباس آقايى گزينه اى بود كه مى توانست استقلال را در ميانه ميدان با يك بازيكن انرژيك و كاربلد تقويت كند اما اين بازيكن از دست استقلال پريد تا مشكلاتش براى جذب يك فرمانده ميانه ميدان صدبرابر شود. فصل گذشته صمد مرفاوى حتى در مواقعى از اصغر طالب نسب و ميثم بائو در اين منطقه استفاده مى كرد اما استقلال اين ۲ را هم از دست داده است و اگر نتواند در فرصت باقيمانده مهره اى را جذب كند بايد از راه ديگرى اقدام به رفع نقص موجود كند.
بازى خواستن از پژمان منتظرى
اگر فرض كنيم استقلال نتواند در جذب بازيكنانى كه متخصص بازى در اين منطقه هستند به موفقيت برسد كه چندان هم دور از ذهن نيست مى توان چند راه حل را در نظر گرفت. اين كه حجازى در نهايت مجبور شود منصوريان را به عنوان يك بازيكن اصلى به كار بگيرد كه باتوجه به اين پستى كه منصوريان در بازى مقابل قونيا اسپور در منطقه هافبك راست بازى كرد كمى بعيد به نظر مى رسد. البته منصوريان به لحاظ سن و سال هم بازيكنى نيست كه بتواند ۹۰ دقيقه در ميانه ميدان بجنگد و تنه به تنه حريف بگذارد كه در اين صورت ممكن است حجازى در مركز زمين روى بازيكنانى همچون نادعلى و حتى اميد روانخواه حساب كند. حجازى در بازى با قونيا اسپور نادعلى را در اين منطقه به كار گرفت و يك بازيكن مقدونيه اى را در كنارش قرار داد. اين كه نادعلى بتواند هم تفكرات كادر فنى استقلال را در مركز زمين پياده كند كمى دور از ذهن جلوه مى كند. حجازى شايد با توجه به خصوصيات دفاعى سعيد لطفى نيم نگاهى هم به اين بازيكن داشته باشد كه البته بايد ببينيم لطفى مى تواند با تقويت سرعت دوندگى خود در ميانه ميدان موفق باشد يا خير؟ اما بهترين گزينه اى كه حتى ممكن است حجازى را هم ترغيب كند استفاده از پژمان منتظرى است. منتظرى يك بازيكن دونده است و حمل توپ فوق العاده اى دارد. او زمانى كه در فولاد بود، با دوندگى بسيار در قلب دفاع تيمش فعاليت مى كرد و يكى از عواملى كه باعث متمايز جلوه شدنش نسبت به ساير مدافعان ليگ برتر شد همين قابليت حمل توپ و دوندگى با اشتها در خط دفاعى بود. شايد حجازى با احتمال اينكه استقلال نتواند بازيكنى با ويژگى هاى يك رهبر ميانه ميدان را جذب كند و جبارى هم نتواند در زمان معلوم به تركيب برسد و شايد اصلاً هم نرسد و با يك تيم هلندى به توافق برسد! اين مربى به ناچار از پژمان منتظرى به عنوان يكى از ۲ هافبك ميانى تيمش استفاده كند. حجازى سيستم ۲-۴-۴ را برگزيده و استقلال در همه خطوط به غير از خط ميانه صاحب بازيكنان متخصص است و تنها جايى كه استقلال را نگران مى كند همين منطقه است كه حجازى بايد هر چه زودتر فرمانده ميانه ميدانش را از ميان گزينه ها انتخاب كند.