حجازى گزينه اول و آخر استقلال
فاصله اى به اندازه ۱۰ سال
فاصله يك دهه اى ناصرخان با استقلال درحالى روز گذشته از ميان برداشته شد كه در تمام طول اين مدت سرمربى اسبق استقلال مدام از آنچه كه نسبت به او تحميل شده بود، رنجور و معترض به نظر مى رسيد؛ «انزوا».
حجازى مدام از انزواى خود مى گفت و البته از تنهايى اش. گفته هايى كه در دوره هاى مديريتى اوليايى و به خصوص قريب هرگز مورد توجه قرار نگرفت تا بالاخره پس از سال ها حضور پر رنگ على فتح الله زاده در بخش مديريتى اين باشگاه همه پيش بينى ها درخصوص مدل سرمربيگرى استقلال سال ۸۷-۸۶ را به سمت ناصر حجازى هدايت كند.
اتفاقى كه يك سال پيش هم قرار بود رخ دهد، روزهايى كه از حجازى به عنوان سرمربى جديد آبى ها نام برده مى شد اما به دلايلى صمد مرفاوى در نهايت سكان رهبرى استقلال را برعهده گرفت. مربى جوان اگرچه در ميان بهت ناصر حجازى از تغيير ناگهانى اوضاع به سرمربيگرى استقلال رسيد اما در طول فصل هرگز مورد انتقاد حجازى قرار نگرفت. خانه نشين آبى ها كه سرمربيگرى نساجى مازندران به او پيشنهاد شده بود حتى در مقام دفاع از صمد مرفاوى برآمد و در طول فصل اين داستان چند بار تكرار شد. پس از ناكامى مربى جوان شائبه حضور ناصر حجازى درست در روزهايى كه فتح الله زاده به عنوان سرپرست موقت باشگاه استقلال منصوب شد، رنگ جدى ترى به خود گرفت.
مرفاوى شرط بقا «قهرمانى» را باخت. قابل پيش بينى بود كه او رفتنى است. همان طور كه امروز در واكنش به سرمربى شدن حجازى خود او نيز اين مسأله را باور دارد و مى گويد: «از ابتدا همه چيز روشن بود. همان روزهايى كه سرمربى بودم آقايان از مرفاوى تحت عنوان دستيار فصل آينده حجازى نام مى بردند.»
بازگشت حجازى
آخرين بار كه به استاديوم آزادى رفته بود هواداران بى وقفه او را مورد تشويق قرار داده بودند طورى كه جو ورزشگاه تا حدى دچار تشنج شده بود. همين اتفاق كافى بود تا مسؤولان حراست آزادى حجازى را به بيرون از ورزشگاه هدايت كنند. اين عباراتى است كه خود او در مصاحبه اى به آن اشاره كرده و سپس ادامه داده: «از آن روز تلخ ۶ سال مى گذرد. حالا مى خواهم اين هفته به آزادى بروم تا بازى استقلال- سايپا را از نزديك نگاه كنم.»
تيم مرفاوى همان روز به سايپا باخت تا ورق به سود دايى برگردد. نفع اين نتيجه البته تنها به سود سايپا و دايى نبود. فريادهاى «حجازى، حجازى» از اتفاق تازه اى خبر مى داد؛ «نزديك شدن حجازى به نيمكت استقلال» حجازى همان روز برنده شد و در ميان تشويق هوادارانى كه از نتايج تيم صمد سخت ناراضى به نظر مى رسيدند، به استقلال بازگشت. بازگشتى پنهانى كه تا همين ۲ روز پيش هيچ كس با قاطعيت درباره اش حرف نمى زد.
تمام دعواهاى اين ۲ نفر
«او سرمربى استقلال اهواز نيست. فقط يك مشاور است، همين.»
در فصلى كه امير در رقابت با پاس هرگز قهرمان نشد، اين اظهار نظر موجبات دلخورى حجازى را فراهم نمود. اگرچه استاد پيش از اين حرف ها باب انتقاد را درباره قلعه نويى گشوده بود اما اظهارات شاگرد قديمى ناصرخان سخت بوى طعنه و تمسخر مى داد كه گويى قلعه نويى سعى داشت تماميت ناصر حجازى را با همين چند جمله انكار كند.
سرمربى استقلال اهواز نيز كه در هفته هاى پايانى به دلايلى حضور در تهران را به ماندن در اهواز ترجيح داده بود، در مقام پاسخگويى برآمد.
«بله، قلعه نويى راست مى گويد. من سرمربى نيستم. من اصلاً مربى نيستم چون تحصيلاتم كم است. سواد ندارم.» او ادامه داد: «با تيم ملى و استقلال هم هيچ افتخارى كسب نكرده ام. آقاى قلعه نويى بزرگ همه ماست. اصلاً او بزرگ فوتبال ايران است.»
ليسانسيه زبان انگليسى از دانشكده عالى ترجمه درحالى به نشانه اعتراض از بيسوادى خود مى گفت كه حرف هاى شاگرد قديمى كه تنها ۶ ماه در استقلال به عنوان دستيار نزد حجازى كار كرد، وى را به شدت عصبانى كرده بود.
اين دعوا همچنان ادامه پيدا كرد. «بيسوادى» سوژه خوبى براى حجازى به حساب مى آمد تا در شرايط افت تيم استقلال در فصل گذشته نيز يك بار ديگر به طعنه بگويد: «استقلال افت كرده. آقايان قول قهرمانى داده بودند. پس چرا خبرى از تحصيلكرده ها نيست. بيانيه و جواب بدهند.» حجازى به مازندران رفت و قلعه نويى البته به سمت سرمربيگرى تيم ملى رسيد. انتقادها پايان نگرفت.
سرمربى نساجى مازندران درخصوص تيم ملى و عملكرد قلعه نويى باب انتقاد را باز كرد كه البته برخلاف دفعه هاى قبل كميته انضباطى خود را با اين بهانه كه «دعواى اين ۲ از حالت باشگاهى خارج شده و حجازى درباره سرمربى تيم ملى حق انتقاد ندارد.» او رادرخصوص رسيدگى به اين پرونده واجد شرايط دانست و حتى حجازى را به يك جلسه محروميت محكوم كرد.
موضوعى كه حتى واكنش منفى منصور پورحيدرى را نيز به همراه داشت.
پورحيدرى حالا عضو هيأت مديره باشگاه استقلال هم به حساب مى آيد، ضمن بيان اين مطلب كه نبايد اين دعوا ادامه پيدا كند، بر ضرورت حفظ شأن استاد از سوى امير قلعه نويى تأكيد كرد و گفت: «امير بايد احترام پيشكسوتان را نگه دارد.»
رقابت از روى نيمكت
فتح الله زاده با انتخاب حجازى بهترين فرصت را به او خواهد داد. چه مرد آشفته ۱۰ سال اخير از سوى امير به خانه نشينى محكوم نخواهد شد.هرچند كه خودش در توضيح جدايى از استقلال در سال ۷۷ مى گويد: «از روى سكوها من را خانه نشين كردند.» اما واقعيتى كه ديروز ناصرخان را مرتب به وجد مى آورد اين بود؛ «با اين نيمكت كار دارم.»
در صورت ناكامى با استقلال براى هميشه بايد از عنوان سرمربيگرى در تيم آبى ها خداحافظى كند. هرچند كه رقابت با سرمربى تيم ملى موضوعى نيست كه حجازى از كنار آن به راحتى عبور كند.
شايد همين روزها در كنار برنامه ريزى هاى فنى مرد خوش پوش آبى ها به فكر خريدهاى تازه اى هم بيفتد؛ «پالتويى اورجينال با شال گردنى آبى رنگ» او از خانه برخاسته امروز به ادامه رقابت از روى نيمكت فكر مى كند. چه ديگر خانه نشين مرده است.
پايان تمرين تيم ملى
عصر روز دوشنبه وقتى تمرين تيم ملى پايان گرفت، اين امير قلعه نويى بود كه بلافاصله براى مطلع شدن از اخبار باشگاه استقلال و به خصوص تكليف سرمربيگرى فصل آينده اين تيم نزد دوستان استقلالى خود رفت.
دقايقى بعد زمزمه اعتراض آميزى به گوش مى رسيد: «حالا اين استقلال و اين هم آقايانى كه ما را به باد انتقاد مى گرفتند. ببينيم اينها چه مى كنند؟»
فاصله يك دهه اى ناصرخان با استقلال درحالى روز گذشته از ميان برداشته شد كه در تمام طول اين مدت سرمربى اسبق استقلال مدام از آنچه كه نسبت به او تحميل شده بود، رنجور و معترض به نظر مى رسيد؛ «انزوا».
حجازى مدام از انزواى خود مى گفت و البته از تنهايى اش. گفته هايى كه در دوره هاى مديريتى اوليايى و به خصوص قريب هرگز مورد توجه قرار نگرفت تا بالاخره پس از سال ها حضور پر رنگ على فتح الله زاده در بخش مديريتى اين باشگاه همه پيش بينى ها درخصوص مدل سرمربيگرى استقلال سال ۸۷-۸۶ را به سمت ناصر حجازى هدايت كند.
اتفاقى كه يك سال پيش هم قرار بود رخ دهد، روزهايى كه از حجازى به عنوان سرمربى جديد آبى ها نام برده مى شد اما به دلايلى صمد مرفاوى در نهايت سكان رهبرى استقلال را برعهده گرفت. مربى جوان اگرچه در ميان بهت ناصر حجازى از تغيير ناگهانى اوضاع به سرمربيگرى استقلال رسيد اما در طول فصل هرگز مورد انتقاد حجازى قرار نگرفت. خانه نشين آبى ها كه سرمربيگرى نساجى مازندران به او پيشنهاد شده بود حتى در مقام دفاع از صمد مرفاوى برآمد و در طول فصل اين داستان چند بار تكرار شد. پس از ناكامى مربى جوان شائبه حضور ناصر حجازى درست در روزهايى كه فتح الله زاده به عنوان سرپرست موقت باشگاه استقلال منصوب شد، رنگ جدى ترى به خود گرفت.
مرفاوى شرط بقا «قهرمانى» را باخت. قابل پيش بينى بود كه او رفتنى است. همان طور كه امروز در واكنش به سرمربى شدن حجازى خود او نيز اين مسأله را باور دارد و مى گويد: «از ابتدا همه چيز روشن بود. همان روزهايى كه سرمربى بودم آقايان از مرفاوى تحت عنوان دستيار فصل آينده حجازى نام مى بردند.»
بازگشت حجازى
آخرين بار كه به استاديوم آزادى رفته بود هواداران بى وقفه او را مورد تشويق قرار داده بودند طورى كه جو ورزشگاه تا حدى دچار تشنج شده بود. همين اتفاق كافى بود تا مسؤولان حراست آزادى حجازى را به بيرون از ورزشگاه هدايت كنند. اين عباراتى است كه خود او در مصاحبه اى به آن اشاره كرده و سپس ادامه داده: «از آن روز تلخ ۶ سال مى گذرد. حالا مى خواهم اين هفته به آزادى بروم تا بازى استقلال- سايپا را از نزديك نگاه كنم.»
تيم مرفاوى همان روز به سايپا باخت تا ورق به سود دايى برگردد. نفع اين نتيجه البته تنها به سود سايپا و دايى نبود. فريادهاى «حجازى، حجازى» از اتفاق تازه اى خبر مى داد؛ «نزديك شدن حجازى به نيمكت استقلال» حجازى همان روز برنده شد و در ميان تشويق هوادارانى كه از نتايج تيم صمد سخت ناراضى به نظر مى رسيدند، به استقلال بازگشت. بازگشتى پنهانى كه تا همين ۲ روز پيش هيچ كس با قاطعيت درباره اش حرف نمى زد.
تمام دعواهاى اين ۲ نفر
«او سرمربى استقلال اهواز نيست. فقط يك مشاور است، همين.»
در فصلى كه امير در رقابت با پاس هرگز قهرمان نشد، اين اظهار نظر موجبات دلخورى حجازى را فراهم نمود. اگرچه استاد پيش از اين حرف ها باب انتقاد را درباره قلعه نويى گشوده بود اما اظهارات شاگرد قديمى ناصرخان سخت بوى طعنه و تمسخر مى داد كه گويى قلعه نويى سعى داشت تماميت ناصر حجازى را با همين چند جمله انكار كند.
سرمربى استقلال اهواز نيز كه در هفته هاى پايانى به دلايلى حضور در تهران را به ماندن در اهواز ترجيح داده بود، در مقام پاسخگويى برآمد.
«بله، قلعه نويى راست مى گويد. من سرمربى نيستم. من اصلاً مربى نيستم چون تحصيلاتم كم است. سواد ندارم.» او ادامه داد: «با تيم ملى و استقلال هم هيچ افتخارى كسب نكرده ام. آقاى قلعه نويى بزرگ همه ماست. اصلاً او بزرگ فوتبال ايران است.»
ليسانسيه زبان انگليسى از دانشكده عالى ترجمه درحالى به نشانه اعتراض از بيسوادى خود مى گفت كه حرف هاى شاگرد قديمى كه تنها ۶ ماه در استقلال به عنوان دستيار نزد حجازى كار كرد، وى را به شدت عصبانى كرده بود.
اين دعوا همچنان ادامه پيدا كرد. «بيسوادى» سوژه خوبى براى حجازى به حساب مى آمد تا در شرايط افت تيم استقلال در فصل گذشته نيز يك بار ديگر به طعنه بگويد: «استقلال افت كرده. آقايان قول قهرمانى داده بودند. پس چرا خبرى از تحصيلكرده ها نيست. بيانيه و جواب بدهند.» حجازى به مازندران رفت و قلعه نويى البته به سمت سرمربيگرى تيم ملى رسيد. انتقادها پايان نگرفت.
سرمربى نساجى مازندران درخصوص تيم ملى و عملكرد قلعه نويى باب انتقاد را باز كرد كه البته برخلاف دفعه هاى قبل كميته انضباطى خود را با اين بهانه كه «دعواى اين ۲ از حالت باشگاهى خارج شده و حجازى درباره سرمربى تيم ملى حق انتقاد ندارد.» او رادرخصوص رسيدگى به اين پرونده واجد شرايط دانست و حتى حجازى را به يك جلسه محروميت محكوم كرد.
موضوعى كه حتى واكنش منفى منصور پورحيدرى را نيز به همراه داشت.
پورحيدرى حالا عضو هيأت مديره باشگاه استقلال هم به حساب مى آيد، ضمن بيان اين مطلب كه نبايد اين دعوا ادامه پيدا كند، بر ضرورت حفظ شأن استاد از سوى امير قلعه نويى تأكيد كرد و گفت: «امير بايد احترام پيشكسوتان را نگه دارد.»
|
فتح الله زاده با انتخاب حجازى بهترين فرصت را به او خواهد داد. چه مرد آشفته ۱۰ سال اخير از سوى امير به خانه نشينى محكوم نخواهد شد.هرچند كه خودش در توضيح جدايى از استقلال در سال ۷۷ مى گويد: «از روى سكوها من را خانه نشين كردند.» اما واقعيتى كه ديروز ناصرخان را مرتب به وجد مى آورد اين بود؛ «با اين نيمكت كار دارم.»
در صورت ناكامى با استقلال براى هميشه بايد از عنوان سرمربيگرى در تيم آبى ها خداحافظى كند. هرچند كه رقابت با سرمربى تيم ملى موضوعى نيست كه حجازى از كنار آن به راحتى عبور كند.
شايد همين روزها در كنار برنامه ريزى هاى فنى مرد خوش پوش آبى ها به فكر خريدهاى تازه اى هم بيفتد؛ «پالتويى اورجينال با شال گردنى آبى رنگ» او از خانه برخاسته امروز به ادامه رقابت از روى نيمكت فكر مى كند. چه ديگر خانه نشين مرده است.
پايان تمرين تيم ملى
عصر روز دوشنبه وقتى تمرين تيم ملى پايان گرفت، اين امير قلعه نويى بود كه بلافاصله براى مطلع شدن از اخبار باشگاه استقلال و به خصوص تكليف سرمربيگرى فصل آينده اين تيم نزد دوستان استقلالى خود رفت.
دقايقى بعد زمزمه اعتراض آميزى به گوش مى رسيد: «حالا اين استقلال و اين هم آقايانى كه ما را به باد انتقاد مى گرفتند. ببينيم اينها چه مى كنند؟»
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۶/۰۴/۰۶ ساعت ۶:۵۰ ب.ظ توسط حمید آبی
|
با عرض سلام خدمت تمام بازديدكنندگان عزيز مخصوصا هواداران استقلال