آخرين نفس بالا نيامد
دوشنبه ۷/۳/۸۶
ورزشگاه: آزادى تهران
ساعت: ۳۰:۱۶
پاس: يك
گل: مصطفى چترآبگون (۳۱)
پاس گل: حميد هدايتى
استقلال: يك
گل: جوئلسون داسيلوا (۹۰)
پاس گل: محمد نوازى
داور: محسن قهرمانى
كمك ها: محمدجواد تقى پور و عليرضا كهورى
اخطار: اصغر طالب نسب و على عليزاده (استقلال)، گئورگ كاسپاروف، مصطفى چترآبگون و نادر احمدى (پاس)
اخراج: آرش برهانى (۷۷ - پاس)
تماشاگر: ۲۰ هزار نفر
ستاره ميدان: حسين پاشايى (پاس)
پاس: گئورگ كاسپاروف، بيژن كوشكى، حميد هدايتى (نادر احمدى ۷۲)، اميد خورج، حنيف عمران زاده، كيانوش رحمتى، حسين پاشايى، عباس آقايى (هاملت ميختاريان ۶۳)، آرش برهانى، مصطفى چترآبگون (محمد غلامى ۸۳)
سرمربى: همايون شاهرخى
استقلال: وحيد طالب لو، محمود فكرى، پيروز قربانى (على عليزاده ۸۱)، اميرحسين صادقى، حسين كاظمى، ميثم بائو (جوئلسون داسيلوا ۷۱)، اصغر طالب نسب (محمد نوازى ۴۶)، مهدى اميرآبادى، محسن يوسفى، لئونارد كوئيكه، سياوش اكبرپور
سرمربى: عبدالصمد مرفاوى
ايران ورزشى - فقط ۲۰ هزار نفر! اگر استقلال را از داشتن تماشاگر محروم مى كردند، چه بسا بهتر بود چون لااقل بازيكنان اين تيم احساس مى كردند كه بيرون ورزشگاه دل هاى بى قرارى وجود دارد كه براى برد استقلال لحظه شمارى مى كنند اما سكوهاى خالى مانده ورزشگاه جز يأس و نااميدى چيزى به بازيكنان هديه نمى كرد. انگار يك بازى معمولى بود! آيا واقعاً يك بازى معمولى بود؟ اگر مس كرمان بازى را مى برد، استقلال شانسى براى قهرمانى نداشت؟
به هر حال استقلالى ها از لحظه شروع مسابقه مثل بازنده ها بازى را شروع كردند. ۱۰ دقيقه اول سرد و كسالت بار گذشت تا عباس آقايى اولين حركت را انجام داد و با يك پاس در عمق عالى، آرش برهانى را در موقعيت تك به تك قرار داد اما امان از اين آرش برهانى كه نمى دانيم تا كى مى خواهد موقعيت خراب كند. آيا آرش ملاحظه سن و سال همايون خان را نمى كند كه مويى سفيد كرده و خداى ناكرده و زبانمان لال ممكن است سكته كند و قلبش بايستد؟!
پس از اين موقعيت، دوباره در دقيقه ۱۱ آرش برهانى حركت كرد و مهدى اميرآبادى را با يك حركت زيبا دريبل زد و توپ را روى خط ۱۸ قدم براى خسرو حيدرى كاشت اما اين بار خسرو بى دقت به توپ ضربه زد تا همچنان دروازه استقلال بسته مانده باشد.
۱۰ دقيقه بعدى هم سرد و كسالت بار دنبال شد و برترى نسبى در ميانه ميدان از آن هافبك هاى پاس بود ولى موقعيتى خلق نشد. در اين لحظه زيرنويس تلويزيونى اعلام كرد: «سايپا يك - مس كرمان صفر»و اين پايان آرزوهاى استقلال بود. همزمان با اين اتفاق، شوت ميثم بائو از بالاى دروازه پاس راهى اوت شد تا استقلالى ها باور كنند كه قرار نيست تيم شان شادمان از ورزشگاه بيرون برود. ۱۰ دقيقه سوم بازى تحت تأثير ضربه ايستگاهى عباس آقايى و سياوش اكبرپور گذشت. ضربه آقايى در دقيقه ۲۳ پس از اصابت به ديوار دفاعى به كرنر رفت و دقيقاً همين اتفاق براى سياوش رخ داد. ۱۰ دقيقه سوم رو به اتمام بود كه حسين پاشايى ستاره تيم پاس كه هيچ گاه ديده نمى شود، تا پشت محوطه جريمه استقلال جلو آمد و حسين كاظمى به جاى آنكه او را متوقف كند، سايه به سايه اش مى دويد!
مگر حسين كاظمى هافبك دفاعى نيست؟ پاشايى سرش را بالا آورد و حميد هدايتى را سمت راست خود ديد كه چه اورلپ كرده و توپ را به او سپرده. هدايتى پيش از آنكه توپ را سانتر كند، سرتوپ زد تا اميرآبادى از مقابلش سر بخورد و رد شود و بعد توپ را فرستاد. پيروز قربانى مثل ميخ سر جايش ايستاده بود و تماشا مى كرد كه مصطفى چترآبگون از پشت سر او رسيد و با ضربه سر اول تير افقى را لرزاند و بعد دل همه استقلالى ها را، چون توپ داخل دروازه فرود آمد و پاس با يك گل جلو افتاد.
تا پايان نيمه اول استقلال براى گل تلاش مضاعفى داشت و شوت محسن يوسفى كه به تير دروازه خورد اوج كار استقلالى ها بود. البته ناگفته نماند كه اميد خورج در واپسين دقايق نيمه اول نزديك بود دروازه تيم خودى را باز كند كه كاسپاروف با واكنشى عالى، توپ را به كرنر فرستاد. پس از كرنر بى فايده استقلالى ها، محسن قهرمانى سوت پايان را زد.
نيمه دوم استقلال بازى را با يك تغيير شروع كرد. محمد نوازى جانشين اصغر طالب نسب شد تا بلكه استقلال با سانترهاى پياپى او به گل برسد. البته كه اين تغيير نتيجه داد و در دقيقه ۹۰ روى كرنر او و ضربه سر داسيلوا - كه جانشين بائو شده بود - بازى مساوى شد. داشتيم از شروع نيمه دوم مى گفتيم و تقريباً به دقيقه ۶۹ رسيده بوديم كه آرش برهانى توپ را از مقابل پاى محمود فكرى دزديد و با طالب لو تك به تك شد اما باز هم ملاحظه سن و سال همايون خان را نكرد و ضربه اش را به اوت زد. دقايقى بعد، زيرنويس تلويزيون گل دوم سايپا را اعلام كرد تا ديگر تماشاى بازى استقلال - پاس براى هيچكس جذابيتى نداشته باشد.
گفتيم كه استقلال چگونه در دقيقه ۹۰ به گل رسيد اما نگفتيم كه آرش برهانى در دقيقه ۷۷ چرا اخراج شد. بازى متوقف بود كه آرش توپ را بى دليل شوت زد و داور او را اخراج كرد و آرش چند دقيقه در زمين مى چرخيد و بيرون نمى رفت تا سرانجام حسين فركى به زور او را بيرون برد. گفتيم كه استقلال چگونه در دقيقه ۹۰ گل زد اما نگفتيم كه مرفاوى، قربانى را بيرون كشيد و عليزاده را به زمين آورد. شماره ۲۰ با شماره ۱۹ عوض شد؛ چه كسى حاضر است ۲۰ را با ۱۹ عوض كند؟
گفتيم استقلال گل مساوى را چگونه زد و ترجيح مى دهيم كه ناگفته ها را نگوييم چون هيچكس دل و دماغ شنيدن آن را ندارد. محسن قهرمانى پس از ۶ دقيقه وقت تلف شده سوت پايان بازى را زد و تماشاگران مبهوت استقلال رمق ترك ورزشگاه را نداشتند؛ همانطور كه عبدالصمد روى نيمكت نشسته بود و به فصل مصيبت بارى كه داشت فكر مى كرد. استقلال چهارم شد و قرار گرفتن در اين مكان - يعنى پايين تر از پرسپوليس - بزرگتر از داغ از دست دادن قهرمانى بود. صمد نشسته بود و بازيكنان هم كنارش بودند و صمد ته دلش گفت: «خداحافظ استقلال، من ديگر تحمل اين همه سختى و نامهربانى را ندارم.»
ورزشگاه: آزادى تهران
ساعت: ۳۰:۱۶
پاس: يك
گل: مصطفى چترآبگون (۳۱)
پاس گل: حميد هدايتى
استقلال: يك
گل: جوئلسون داسيلوا (۹۰)
پاس گل: محمد نوازى
داور: محسن قهرمانى
كمك ها: محمدجواد تقى پور و عليرضا كهورى
اخطار: اصغر طالب نسب و على عليزاده (استقلال)، گئورگ كاسپاروف، مصطفى چترآبگون و نادر احمدى (پاس)
اخراج: آرش برهانى (۷۷ - پاس)
تماشاگر: ۲۰ هزار نفر
ستاره ميدان: حسين پاشايى (پاس)
پاس: گئورگ كاسپاروف، بيژن كوشكى، حميد هدايتى (نادر احمدى ۷۲)، اميد خورج، حنيف عمران زاده، كيانوش رحمتى، حسين پاشايى، عباس آقايى (هاملت ميختاريان ۶۳)، آرش برهانى، مصطفى چترآبگون (محمد غلامى ۸۳)
سرمربى: همايون شاهرخى
استقلال: وحيد طالب لو، محمود فكرى، پيروز قربانى (على عليزاده ۸۱)، اميرحسين صادقى، حسين كاظمى، ميثم بائو (جوئلسون داسيلوا ۷۱)، اصغر طالب نسب (محمد نوازى ۴۶)، مهدى اميرآبادى، محسن يوسفى، لئونارد كوئيكه، سياوش اكبرپور
سرمربى: عبدالصمد مرفاوى
ايران ورزشى - فقط ۲۰ هزار نفر! اگر استقلال را از داشتن تماشاگر محروم مى كردند، چه بسا بهتر بود چون لااقل بازيكنان اين تيم احساس مى كردند كه بيرون ورزشگاه دل هاى بى قرارى وجود دارد كه براى برد استقلال لحظه شمارى مى كنند اما سكوهاى خالى مانده ورزشگاه جز يأس و نااميدى چيزى به بازيكنان هديه نمى كرد. انگار يك بازى معمولى بود! آيا واقعاً يك بازى معمولى بود؟ اگر مس كرمان بازى را مى برد، استقلال شانسى براى قهرمانى نداشت؟
به هر حال استقلالى ها از لحظه شروع مسابقه مثل بازنده ها بازى را شروع كردند. ۱۰ دقيقه اول سرد و كسالت بار گذشت تا عباس آقايى اولين حركت را انجام داد و با يك پاس در عمق عالى، آرش برهانى را در موقعيت تك به تك قرار داد اما امان از اين آرش برهانى كه نمى دانيم تا كى مى خواهد موقعيت خراب كند. آيا آرش ملاحظه سن و سال همايون خان را نمى كند كه مويى سفيد كرده و خداى ناكرده و زبانمان لال ممكن است سكته كند و قلبش بايستد؟!
پس از اين موقعيت، دوباره در دقيقه ۱۱ آرش برهانى حركت كرد و مهدى اميرآبادى را با يك حركت زيبا دريبل زد و توپ را روى خط ۱۸ قدم براى خسرو حيدرى كاشت اما اين بار خسرو بى دقت به توپ ضربه زد تا همچنان دروازه استقلال بسته مانده باشد.
|
مگر حسين كاظمى هافبك دفاعى نيست؟ پاشايى سرش را بالا آورد و حميد هدايتى را سمت راست خود ديد كه چه اورلپ كرده و توپ را به او سپرده. هدايتى پيش از آنكه توپ را سانتر كند، سرتوپ زد تا اميرآبادى از مقابلش سر بخورد و رد شود و بعد توپ را فرستاد. پيروز قربانى مثل ميخ سر جايش ايستاده بود و تماشا مى كرد كه مصطفى چترآبگون از پشت سر او رسيد و با ضربه سر اول تير افقى را لرزاند و بعد دل همه استقلالى ها را، چون توپ داخل دروازه فرود آمد و پاس با يك گل جلو افتاد.
تا پايان نيمه اول استقلال براى گل تلاش مضاعفى داشت و شوت محسن يوسفى كه به تير دروازه خورد اوج كار استقلالى ها بود. البته ناگفته نماند كه اميد خورج در واپسين دقايق نيمه اول نزديك بود دروازه تيم خودى را باز كند كه كاسپاروف با واكنشى عالى، توپ را به كرنر فرستاد. پس از كرنر بى فايده استقلالى ها، محسن قهرمانى سوت پايان را زد.
نيمه دوم استقلال بازى را با يك تغيير شروع كرد. محمد نوازى جانشين اصغر طالب نسب شد تا بلكه استقلال با سانترهاى پياپى او به گل برسد. البته كه اين تغيير نتيجه داد و در دقيقه ۹۰ روى كرنر او و ضربه سر داسيلوا - كه جانشين بائو شده بود - بازى مساوى شد. داشتيم از شروع نيمه دوم مى گفتيم و تقريباً به دقيقه ۶۹ رسيده بوديم كه آرش برهانى توپ را از مقابل پاى محمود فكرى دزديد و با طالب لو تك به تك شد اما باز هم ملاحظه سن و سال همايون خان را نكرد و ضربه اش را به اوت زد. دقايقى بعد، زيرنويس تلويزيون گل دوم سايپا را اعلام كرد تا ديگر تماشاى بازى استقلال - پاس براى هيچكس جذابيتى نداشته باشد.
گفتيم كه استقلال چگونه در دقيقه ۹۰ به گل رسيد اما نگفتيم كه آرش برهانى در دقيقه ۷۷ چرا اخراج شد. بازى متوقف بود كه آرش توپ را بى دليل شوت زد و داور او را اخراج كرد و آرش چند دقيقه در زمين مى چرخيد و بيرون نمى رفت تا سرانجام حسين فركى به زور او را بيرون برد. گفتيم كه استقلال چگونه در دقيقه ۹۰ گل زد اما نگفتيم كه مرفاوى، قربانى را بيرون كشيد و عليزاده را به زمين آورد. شماره ۲۰ با شماره ۱۹ عوض شد؛ چه كسى حاضر است ۲۰ را با ۱۹ عوض كند؟
گفتيم استقلال گل مساوى را چگونه زد و ترجيح مى دهيم كه ناگفته ها را نگوييم چون هيچكس دل و دماغ شنيدن آن را ندارد. محسن قهرمانى پس از ۶ دقيقه وقت تلف شده سوت پايان بازى را زد و تماشاگران مبهوت استقلال رمق ترك ورزشگاه را نداشتند؛ همانطور كه عبدالصمد روى نيمكت نشسته بود و به فصل مصيبت بارى كه داشت فكر مى كرد. استقلال چهارم شد و قرار گرفتن در اين مكان - يعنى پايين تر از پرسپوليس - بزرگتر از داغ از دست دادن قهرمانى بود. صمد نشسته بود و بازيكنان هم كنارش بودند و صمد ته دلش گفت: «خداحافظ استقلال، من ديگر تحمل اين همه سختى و نامهربانى را ندارم.»
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۶/۰۳/۰۸ ساعت ۲:۱۰ ب.ظ توسط حمید آبی
|
با عرض سلام خدمت تمام بازديدكنندگان عزيز مخصوصا هواداران استقلال