گريه كن استقلال، گريه كن
استقلال يك- سايپا ۲
يكشنبه ۳۰/۲/۸۶
ساعت: ۳۰:۱۶
ورزشگاه: آزادى تهران
استقلال: يك
گل: سياوش اكبرپور (۳۵)
پاس گل: ميثم بائو
سايپا: ۲
گل ها: محسن خليلى (۷۳ و ۷۷)
پاس گل: اميد شريفى نسب (۷۳ و ۷۷)
داور: محسن تركى
كمك ها: رضا سخندان و حسن كامرانى فر
اخطار: كوئيكه، محمود فكرى و مهدى اميرآبادى (استقلال)، حميدرضا فرزانه، احمد مؤمن زاده و على دايى (سايپا)
تماشاگر: ۷۵ هزار نفر
ستاره ميدان: محسن خليلى با تقدير از جواد آشتيانى
استقلال: وحيد طالب لو، محمود فكرى (محمد نوازى ۸۵)، پيروز قربانى، على انصاريان، حسين كاظمى، ميثم بائو (فرازد مجيدى ۸۸)، محسن يوسفى، اصغر طالب نسب، مهدى اميرآبادى، سياوش اكبرپور و لئوناردو كوئيكه (على عليزاده ۷۲)
سرمربى: عبدالصمد مرفاوى
سايپا: ميثاق معمارزاده، سيدجلال حسينى، حميدرضا فرزانه، على عشورى زاد، مجيد غلام نژاد، ابراهيم صادقى (على دايى ۷۱)، داريوش يزدانى، حميدرضا رجبى (جواد آشتيانى ۵۲)، اميد شريفى نسب، احمد مؤمن زاده (ميثم آرميان ۸۱) و محسن خليلى
سرمربى: على دايى
چهره مات و مبهوت ميثم بائو پس از تعويض و بغضى كه در گلو داشت و اشكى كه در حدقه چشمش براى سرازير شدن بى تابى مى كرد، ما را ياد حذف غم انگيز آرژانتين از جام جهانى ۲۰۰۲ انداخت كه يكى از روزنامه هاى خارجى برايش درشت تيتر زده بود: «گريه كن آرژانتين، گريه كن!» ميثم بائو كه دقيقه ۸۸ جايش را به فرزاد مجيدى داده بود، مثل همه آن ۷۵ هزار تماشاگر حاضر در ورزشگاه به رؤياى از دست رفته قهرمانى مى انديشيد و تاب تماشاى جشن و پايكوبى نيمكت نشينان سايپا را نداشت؛ استقلال يك- سايپا ۲ !
اين نتيجه چگونه رقم خورد؟
۷۵ هزار تماشاگر مشتاق- بلكه ۸۵ هزار نفر- سكوهاى ورزشگاه آزادى را تسخير كردند؛ ناصر حجازى بعد از ۷ سال قدم رنجه نمود و به ورزشگاه آمد و البته شب قبل از بازى هم با حضور امير قلعه نويى در دفتر فتح الله زاده، ائتلافى جديد براى قهرمانى استقلال شكل گرفت. در حضور اين جمعيت پرشور كه از ابتداى بازى پرچم هاى آبى را روى سر مى رقصاندند، يك نفر به نام محسن تركى با لباس زرد سوت كشيد. تايمر اسكوربورد ورزشگاه شروع به حركت كرد و بازى شروع شد.
۷ دقيقه طول كشيد تا بازى از حالت انفعال خارج شود و شاهد يك اتفاق روى دروازه ها باشيم. اصغر طالب نسب توپ بلندى را از جناح چپ استقلال به پشت سر على عشورى زاد- مدافع چپ سايپا- فرستاد و ميثم بائو تند و تيز گريخت. ۷۵ هزار نفر نيم خيز شدند اما ميثم تعلل كرد تا عشورى زاد با يك تكل سريع جلوى ضربه ميثم را بگيرد و توپ به كرنر برود.ضربه كرنر روى دروازه فرستاده شد و در يك رفت و برگشت، اصغر طالب نسب پشت محوطه جريمه توپ را گرفت و به قلب دفاع سايپا زد اما به محض ورود به محوطه جريمه، ابراهيم صادقى كاپيتان سايپا از پشت روى او تكل زد. ۷۵ هزار نفر فرياد زدند «پنالتى» اما محسن تركى چنين اعتقادى نداشت و دستور به ادامه بازى داد.
اين شروع توفانى استقلال بود كه با شعار «حمله، حمله، تيم استقلال» اوج مى گرفت. حتى محمود فكرى هم جلو كشيده بود تا كمك بيشترى به خط حمله كند و اوج كار او شوت ۴۵ مترى به سمت دروازه سايپا بود كه در دقيقه ۱۵ به آسمان رفت تا فكرى خيال اينكه لحظه اى در نقش روبرتو كارلوس است را از سر بيرون كند.
فشار استقلال تا دقيقه ۲۰ ادامه داشت و على دايى كه روى نيمكت ميخكوب شده بود، در دقيقه ۲۱ سرانجام با شوت محسن خليلى كمى تكان خورد و از جايش بلند شد.
اما اين شوت هم كارساز نبود و استقلال باز هم با كمك خط ميانى دونده اش ميانه زمين را در اختيار داشت و با حركات كاظمى، بائو و محسن يوسفى از چپ و راست و حتى عمق پيش مى رفت تا در دقيقه ۲۴ روى سانتر على انصاريان- كه او هم بى گدار به آب مى زد و جلو مى آمد- دروازه سايپا را جدى تر از قبل تهديد كرد.
كوئيكه بين سيدجلال و مجيد غلام نژاد به هوا پريد و با ژستى عالى، ضربه سر را زد اما توپ با فاصله اى اندك از بالاى دروازه بيرون رفت تا هم انصاريان و هم كوئيكه به بخت بد استقلال لعنت بفرستند.
ديگر على دايى نشستن را جايز نمى ديد؛ بلند شد و لب خط ايستاد. آنقدر فشار و استرس روى او زياد بود كه به دوربين تلويزيونى هم كه تاكنارش جلو رفته بود اعتراض كرد.
دوربين على دايى را رها كرد و به بازى برگشت كه سايپا پس از مدتى روى دروازه استقلال آمد و صاحب كرنر شد. شريفى نسب كرنر را ارسال كرد و طالب لو در حالتى متعادل توپ را دفع كرد و زمين خورد. ابراهيم صادقى كه دعا دعا مى كرد دفع ناقص وحيد پشت محوطه جريمه فرود آيد، به آرزويش رسيد و سرضرب از پشت محوطه ۱۸ قدم استقلال ضربه اش را زمينى زد. وحيد و همه مدافعان استقلال و البته آن ۷۵ هزار نفر فقط با چشم، نظاره گر توپى بودند كه از ميان پاهاى مؤمن زاده هم گذشت اما تير دروازه ناجى استقلال شد و توپ را دفع كرد؛ محسن خليلى كه انتظار چنين صحنه اى را نداشت، ضربه برگشتى را به آسمان زد تا خيال دايى و نيمكت سايپا كه هوا پريده بودند راحت شود و ۷۵ هزار نفر نفس راحتى بكشند.
انگار حالا نوبت سايپا است كه فشار ۳۰ دقيقه اى استقلال را تلافى كند؛ شاگردان على دايى كه تازه راه افتاده بودند، در دقايق ۳۲ و ۳۴ يك بار با سانتر عشورى زاد و بار ديگر با پاس عالى داريوش يزدانى سايپا را تا آستانه رسيدن به گل پيش بردند اما وحيد طالب لو و باز هم وحيد طالب!
سايپا جلو كشيده بود كه يكدفعه استقلال توپ را گرفت و ضد حمله اى را ترتيب داد؛ هر قدم كه آنها جلو مى رفتند، مردم آهسته آهسته بوى گل را بيشتر احساس مى كردند تا سرانجام اصغر طالب نسب از جناح چپ استقلال توپ را سانتر كرد و پشت سر همه ميثم بائو صاحب موقعيت شد. مدافعان سايپا روى او خيز برداشتند اما بائو با يك پاس بيرون پاى فوق العاده- فوق العاده- سياوش اكبرپور را روى خط ۶ قدم و پشت سر مدافعان سايپا صاحب توپ كرد تا سياوش با يك ضربه روى پا، دروازه سايپا را باز كند. رقص پرچم هاى آبى و شادى سياوش اكبرپور كه مى دانست بايد به سمت عكاسانى برود كه پشت سر هم شاتر مى زدند.
پس از اين گل، سايپا جلو كشيد و در دقايق ۴۲ دو بار توسط فرزانه و خليلى دروازه استقلال را تهديد كرد اما باز هم طالب لو و باز هم طالب لو. وحيد ستاره نيمه اول استقلال بود تا دقيقه ۴۵ بازى كه ابراهيم صادقى با يك پاس در عمق احمد مؤمن زاده را در موقعيت تك به تك قرار داد و مؤمن زاده پس از عبور از طالب لو، با ضربه او زمين خورد و محسن تركى سوتش را به صدا درآورد و نقطه پنالتى را نشان داد. اعتراض مدافعان هم فايده اى نداشت و رأى داور قابل تغيير نبود. صادقى پشت توپ ايستاد و ضربه اش را زد اما چقدر بد ضربه اش را زد. توپ به آسمان رفت و همزمان با اين اتفاق، نفس هايى كه در سينه حبس شده بود، آزاد شد و ۷۵ هزار نفر دوباره يكصدا شادمانى را شروع كردند. بعد از چند دقيقه، محسن تركى دوباره سوت زد. اين سوت يعنى پايان نيمه اول.
يك ربع استراحت بين ۲ نيمه عين برق و باد گذشت و ۴۵ دقيقه دوم سرنوشت سازتر از ۴۵ دقيقه ابتدايى شروع شد. مثل نيمه اول، حدود ۸-۷ دقيقه طول كشيد تا ۲ تيم به خودشان بيايند. اولين ضربه را باز هم ميثم بائو زد. يك و دوى اين بازيكن با كوئيكه ديدنى بود و ميثم از گوشته سمت راست ۶ قدم در موقعيتى عالى ضربه اش را به دستان دروازه بان زد. شايد حسرتى كه دقيقه ۸۸ در چهره ميثم ديديم، حسرت از دست دادن اين فرصت عالى بود. البته سايپا يك دقيقه بعد با پاس خليلى و ضربه مؤمن زاده همين شوك را به استقلالى ها وارد كرد. مسابقه اى داغ، پرهيجان و ديدنى آغاز شده بود.
يك دقيقه بعد على دايى خودش را گرم كرد كه به زمين مسابقه بيايد اما پيش از آنكه چنين تصميمى را عملى كند، يك جوان به نام جواد آشتيانى را به زمين فرستاد تا با حركت تكنيكى و سرعتى اش تيم استقلال را خسته و كلافه كند. آشتيانى جاى حميدرضا رجبى را گرفت و از لحظه ورودش دستورات على دايى را به خوبى اجرا كرد. آشتيانى در جناح چپ سايپا آتش به پا كرده بود. آنقدر سريع در رفت و برگشت بود و توپ ارسال مى كرد كه خيلى زود مدافعان استقلال از دست او عاصى شدند. بازى به جناح چپ سايپا شيفت شده بود كه به يكباره آشتيانى توپ را به ميانه زمين براى صادقى فرستاد. كاپيتان سايپا چرخيد و از پشت محوطه جريمه شوت سنگينى را به دروازه استقلال زد؛ لابد مى دانيد چه مى خواهيم بگوييم؛ باز هم طالب لو كه توپ را از كنج دروازه بيرون كشيد. حملات سايپا ادامه داشت. خود آشتيانى در دقيقه ۶۷ يك ضربه عالى به سمت دروازه استقلال زد ولى اين ضربه هم گل نشد. دقايقى بعد، تابلوى تعويض بالا رفت و شماره ۱۰ روشن شد. ابراهيم صادقى لنگ لنگان از آن سوى زمين بيرون رفت و على دايى با سينه اى سپر كرده و البته اخم هاى در هم گره خورده وارد شد.
همزمان با ورود دايى، تيم استقلال با حركت عالى اميرآبادى و پاس رو به عقب او صاحب فرصت شد اما ميثم بائو از روى نقطه پنالتى ضربه اش را زد ولى سيدجلال حسينى - شايد هم حميدرضا فرزانه - توپ را از روى خط بيرون كشيد. ناخودآگاه ياد يك مثل فوتبالى افتاديم: »گل نزنى، گل مى خورى» و در اين خيال بوديم كه بازيكنان سايپا از ضد حمله استفاده كرده و تا نزديكى محوطه جريمه استقلال هم پيش رفته بودند.
آشتيانى كه از چپ جلو آمده بود، توپ را سانتر كرد و شريفى نسب سرش را به توپ ساييد تا پشت همه بازيكنان استقلال، محسن خليلى فرصت طلب صاحب موقعيت شود.
خليلى يك لحظه مكث كرد و بعد ضربه اش را از سر خط ۶ قدم زد. باز هم طالب لو براى توپ شيرجه رفت اما توپ پس از اصابت به پاى محسن يوسفى كه زير پاى خليلى تكل رفته بود، تغيير مسير كوچكى داد و دور از دست هاى طالب لو تور دروازه استقلال لرزيد و بازى يك - يك مساوى شد.
پس از اين گل، بازى متعادل دنبال مى شد كه شريفى نسب پاس در عمقى را براى محسن خليلى فرستاد. مدافعان استقلال به خيال آفسايد ايستادند و دست هاى خود را بالا بردند اما آفسايدى در كار نبود و خليلى پس از استپ كردن توپ، وحيد طالب لو را دريبل زد و در شرايطى كه پيش از گل دست هايش را به نشانه فتح دروازه استقلال بالا برده بود، چند ثانيه با توپ جلو رفت و دروازه خالى را باز كرد. خليلى پا به توپ جلو مى رفت و ۷۵ هزار نفر خون دل مى خوردند و فرياد مى زدند كه «نزن، نزن» اما مردان سايپا مى گفتند:«بزن» و خليلى حرف ۷۵ هزار نفر را نشنيد و فرياد دايى كه مى گفت: «بزن» از همه بلندتر بود. بعد از اين گل، استقلال صاحب فرصت هايى شد اما وقتى على عليزاده مهاجم اين تيم است، شما انتظار گل داريد؟ عليزاده به تنهايى ۲ فرصت صددرصد را هدر داد - به عبارتى ميثاق معمارزاده در نقش فرشته نجات ظاهر شد - و بازى به دقايق پايانى رسيد.
۴ دقيقه وقت تلف شده هم گذشت و تركى به ساعتش نگاهى انداخت و در سوتش دميد تا گلوله اى نارنجى رنگ در گوشه اى از ورزشگاه شادمانى كند و ۷۵ هزار نفر - بلكه ۸۵ هزار نفر - با حسرت نظاره گر آنها باشند. ميثم بائو هنوز روى نيمكت نشسته بود و نمى دانيم كه حسرت فرصت نيمه اول را مى خورد يا افسوس براى ضربه اى كه از روى نقطه پنالتى زد و سيدجلال آن را دفع كرد. به هر حال او غمباد گرفته بود و مثل همه آن ۷۵ هزار نفر اشك حسرت مى ريخت؛ گريه كن استقلال، گريه كن!
يكشنبه ۳۰/۲/۸۶
ساعت: ۳۰:۱۶
ورزشگاه: آزادى تهران
استقلال: يك
گل: سياوش اكبرپور (۳۵)
پاس گل: ميثم بائو
سايپا: ۲
گل ها: محسن خليلى (۷۳ و ۷۷)
پاس گل: اميد شريفى نسب (۷۳ و ۷۷)
داور: محسن تركى
كمك ها: رضا سخندان و حسن كامرانى فر
اخطار: كوئيكه، محمود فكرى و مهدى اميرآبادى (استقلال)، حميدرضا فرزانه، احمد مؤمن زاده و على دايى (سايپا)
تماشاگر: ۷۵ هزار نفر
ستاره ميدان: محسن خليلى با تقدير از جواد آشتيانى
استقلال: وحيد طالب لو، محمود فكرى (محمد نوازى ۸۵)، پيروز قربانى، على انصاريان، حسين كاظمى، ميثم بائو (فرازد مجيدى ۸۸)، محسن يوسفى، اصغر طالب نسب، مهدى اميرآبادى، سياوش اكبرپور و لئوناردو كوئيكه (على عليزاده ۷۲)
سرمربى: عبدالصمد مرفاوى
سايپا: ميثاق معمارزاده، سيدجلال حسينى، حميدرضا فرزانه، على عشورى زاد، مجيد غلام نژاد، ابراهيم صادقى (على دايى ۷۱)، داريوش يزدانى، حميدرضا رجبى (جواد آشتيانى ۵۲)، اميد شريفى نسب، احمد مؤمن زاده (ميثم آرميان ۸۱) و محسن خليلى
سرمربى: على دايى
چهره مات و مبهوت ميثم بائو پس از تعويض و بغضى كه در گلو داشت و اشكى كه در حدقه چشمش براى سرازير شدن بى تابى مى كرد، ما را ياد حذف غم انگيز آرژانتين از جام جهانى ۲۰۰۲ انداخت كه يكى از روزنامه هاى خارجى برايش درشت تيتر زده بود: «گريه كن آرژانتين، گريه كن!» ميثم بائو كه دقيقه ۸۸ جايش را به فرزاد مجيدى داده بود، مثل همه آن ۷۵ هزار تماشاگر حاضر در ورزشگاه به رؤياى از دست رفته قهرمانى مى انديشيد و تاب تماشاى جشن و پايكوبى نيمكت نشينان سايپا را نداشت؛ استقلال يك- سايپا ۲ !
اين نتيجه چگونه رقم خورد؟
۷۵ هزار تماشاگر مشتاق- بلكه ۸۵ هزار نفر- سكوهاى ورزشگاه آزادى را تسخير كردند؛ ناصر حجازى بعد از ۷ سال قدم رنجه نمود و به ورزشگاه آمد و البته شب قبل از بازى هم با حضور امير قلعه نويى در دفتر فتح الله زاده، ائتلافى جديد براى قهرمانى استقلال شكل گرفت. در حضور اين جمعيت پرشور كه از ابتداى بازى پرچم هاى آبى را روى سر مى رقصاندند، يك نفر به نام محسن تركى با لباس زرد سوت كشيد. تايمر اسكوربورد ورزشگاه شروع به حركت كرد و بازى شروع شد.
۷ دقيقه طول كشيد تا بازى از حالت انفعال خارج شود و شاهد يك اتفاق روى دروازه ها باشيم. اصغر طالب نسب توپ بلندى را از جناح چپ استقلال به پشت سر على عشورى زاد- مدافع چپ سايپا- فرستاد و ميثم بائو تند و تيز گريخت. ۷۵ هزار نفر نيم خيز شدند اما ميثم تعلل كرد تا عشورى زاد با يك تكل سريع جلوى ضربه ميثم را بگيرد و توپ به كرنر برود.ضربه كرنر روى دروازه فرستاده شد و در يك رفت و برگشت، اصغر طالب نسب پشت محوطه جريمه توپ را گرفت و به قلب دفاع سايپا زد اما به محض ورود به محوطه جريمه، ابراهيم صادقى كاپيتان سايپا از پشت روى او تكل زد. ۷۵ هزار نفر فرياد زدند «پنالتى» اما محسن تركى چنين اعتقادى نداشت و دستور به ادامه بازى داد.
اين شروع توفانى استقلال بود كه با شعار «حمله، حمله، تيم استقلال» اوج مى گرفت. حتى محمود فكرى هم جلو كشيده بود تا كمك بيشترى به خط حمله كند و اوج كار او شوت ۴۵ مترى به سمت دروازه سايپا بود كه در دقيقه ۱۵ به آسمان رفت تا فكرى خيال اينكه لحظه اى در نقش روبرتو كارلوس است را از سر بيرون كند.
فشار استقلال تا دقيقه ۲۰ ادامه داشت و على دايى كه روى نيمكت ميخكوب شده بود، در دقيقه ۲۱ سرانجام با شوت محسن خليلى كمى تكان خورد و از جايش بلند شد.
اما اين شوت هم كارساز نبود و استقلال باز هم با كمك خط ميانى دونده اش ميانه زمين را در اختيار داشت و با حركات كاظمى، بائو و محسن يوسفى از چپ و راست و حتى عمق پيش مى رفت تا در دقيقه ۲۴ روى سانتر على انصاريان- كه او هم بى گدار به آب مى زد و جلو مى آمد- دروازه سايپا را جدى تر از قبل تهديد كرد.
كوئيكه بين سيدجلال و مجيد غلام نژاد به هوا پريد و با ژستى عالى، ضربه سر را زد اما توپ با فاصله اى اندك از بالاى دروازه بيرون رفت تا هم انصاريان و هم كوئيكه به بخت بد استقلال لعنت بفرستند.
ديگر على دايى نشستن را جايز نمى ديد؛ بلند شد و لب خط ايستاد. آنقدر فشار و استرس روى او زياد بود كه به دوربين تلويزيونى هم كه تاكنارش جلو رفته بود اعتراض كرد.
دوربين على دايى را رها كرد و به بازى برگشت كه سايپا پس از مدتى روى دروازه استقلال آمد و صاحب كرنر شد. شريفى نسب كرنر را ارسال كرد و طالب لو در حالتى متعادل توپ را دفع كرد و زمين خورد. ابراهيم صادقى كه دعا دعا مى كرد دفع ناقص وحيد پشت محوطه جريمه فرود آيد، به آرزويش رسيد و سرضرب از پشت محوطه ۱۸ قدم استقلال ضربه اش را زمينى زد. وحيد و همه مدافعان استقلال و البته آن ۷۵ هزار نفر فقط با چشم، نظاره گر توپى بودند كه از ميان پاهاى مؤمن زاده هم گذشت اما تير دروازه ناجى استقلال شد و توپ را دفع كرد؛ محسن خليلى كه انتظار چنين صحنه اى را نداشت، ضربه برگشتى را به آسمان زد تا خيال دايى و نيمكت سايپا كه هوا پريده بودند راحت شود و ۷۵ هزار نفر نفس راحتى بكشند.
انگار حالا نوبت سايپا است كه فشار ۳۰ دقيقه اى استقلال را تلافى كند؛ شاگردان على دايى كه تازه راه افتاده بودند، در دقايق ۳۲ و ۳۴ يك بار با سانتر عشورى زاد و بار ديگر با پاس عالى داريوش يزدانى سايپا را تا آستانه رسيدن به گل پيش بردند اما وحيد طالب لو و باز هم وحيد طالب!
سايپا جلو كشيده بود كه يكدفعه استقلال توپ را گرفت و ضد حمله اى را ترتيب داد؛ هر قدم كه آنها جلو مى رفتند، مردم آهسته آهسته بوى گل را بيشتر احساس مى كردند تا سرانجام اصغر طالب نسب از جناح چپ استقلال توپ را سانتر كرد و پشت سر همه ميثم بائو صاحب موقعيت شد. مدافعان سايپا روى او خيز برداشتند اما بائو با يك پاس بيرون پاى فوق العاده- فوق العاده- سياوش اكبرپور را روى خط ۶ قدم و پشت سر مدافعان سايپا صاحب توپ كرد تا سياوش با يك ضربه روى پا، دروازه سايپا را باز كند. رقص پرچم هاى آبى و شادى سياوش اكبرپور كه مى دانست بايد به سمت عكاسانى برود كه پشت سر هم شاتر مى زدند.
پس از اين گل، سايپا جلو كشيد و در دقايق ۴۲ دو بار توسط فرزانه و خليلى دروازه استقلال را تهديد كرد اما باز هم طالب لو و باز هم طالب لو. وحيد ستاره نيمه اول استقلال بود تا دقيقه ۴۵ بازى كه ابراهيم صادقى با يك پاس در عمق احمد مؤمن زاده را در موقعيت تك به تك قرار داد و مؤمن زاده پس از عبور از طالب لو، با ضربه او زمين خورد و محسن تركى سوتش را به صدا درآورد و نقطه پنالتى را نشان داد. اعتراض مدافعان هم فايده اى نداشت و رأى داور قابل تغيير نبود. صادقى پشت توپ ايستاد و ضربه اش را زد اما چقدر بد ضربه اش را زد. توپ به آسمان رفت و همزمان با اين اتفاق، نفس هايى كه در سينه حبس شده بود، آزاد شد و ۷۵ هزار نفر دوباره يكصدا شادمانى را شروع كردند. بعد از چند دقيقه، محسن تركى دوباره سوت زد. اين سوت يعنى پايان نيمه اول.
يك ربع استراحت بين ۲ نيمه عين برق و باد گذشت و ۴۵ دقيقه دوم سرنوشت سازتر از ۴۵ دقيقه ابتدايى شروع شد. مثل نيمه اول، حدود ۸-۷ دقيقه طول كشيد تا ۲ تيم به خودشان بيايند. اولين ضربه را باز هم ميثم بائو زد. يك و دوى اين بازيكن با كوئيكه ديدنى بود و ميثم از گوشته سمت راست ۶ قدم در موقعيتى عالى ضربه اش را به دستان دروازه بان زد. شايد حسرتى كه دقيقه ۸۸ در چهره ميثم ديديم، حسرت از دست دادن اين فرصت عالى بود. البته سايپا يك دقيقه بعد با پاس خليلى و ضربه مؤمن زاده همين شوك را به استقلالى ها وارد كرد. مسابقه اى داغ، پرهيجان و ديدنى آغاز شده بود.
يك دقيقه بعد على دايى خودش را گرم كرد كه به زمين مسابقه بيايد اما پيش از آنكه چنين تصميمى را عملى كند، يك جوان به نام جواد آشتيانى را به زمين فرستاد تا با حركت تكنيكى و سرعتى اش تيم استقلال را خسته و كلافه كند. آشتيانى جاى حميدرضا رجبى را گرفت و از لحظه ورودش دستورات على دايى را به خوبى اجرا كرد. آشتيانى در جناح چپ سايپا آتش به پا كرده بود. آنقدر سريع در رفت و برگشت بود و توپ ارسال مى كرد كه خيلى زود مدافعان استقلال از دست او عاصى شدند. بازى به جناح چپ سايپا شيفت شده بود كه به يكباره آشتيانى توپ را به ميانه زمين براى صادقى فرستاد. كاپيتان سايپا چرخيد و از پشت محوطه جريمه شوت سنگينى را به دروازه استقلال زد؛ لابد مى دانيد چه مى خواهيم بگوييم؛ باز هم طالب لو كه توپ را از كنج دروازه بيرون كشيد. حملات سايپا ادامه داشت. خود آشتيانى در دقيقه ۶۷ يك ضربه عالى به سمت دروازه استقلال زد ولى اين ضربه هم گل نشد. دقايقى بعد، تابلوى تعويض بالا رفت و شماره ۱۰ روشن شد. ابراهيم صادقى لنگ لنگان از آن سوى زمين بيرون رفت و على دايى با سينه اى سپر كرده و البته اخم هاى در هم گره خورده وارد شد.
همزمان با ورود دايى، تيم استقلال با حركت عالى اميرآبادى و پاس رو به عقب او صاحب فرصت شد اما ميثم بائو از روى نقطه پنالتى ضربه اش را زد ولى سيدجلال حسينى - شايد هم حميدرضا فرزانه - توپ را از روى خط بيرون كشيد. ناخودآگاه ياد يك مثل فوتبالى افتاديم: »گل نزنى، گل مى خورى» و در اين خيال بوديم كه بازيكنان سايپا از ضد حمله استفاده كرده و تا نزديكى محوطه جريمه استقلال هم پيش رفته بودند.
آشتيانى كه از چپ جلو آمده بود، توپ را سانتر كرد و شريفى نسب سرش را به توپ ساييد تا پشت همه بازيكنان استقلال، محسن خليلى فرصت طلب صاحب موقعيت شود.
خليلى يك لحظه مكث كرد و بعد ضربه اش را از سر خط ۶ قدم زد. باز هم طالب لو براى توپ شيرجه رفت اما توپ پس از اصابت به پاى محسن يوسفى كه زير پاى خليلى تكل رفته بود، تغيير مسير كوچكى داد و دور از دست هاى طالب لو تور دروازه استقلال لرزيد و بازى يك - يك مساوى شد.
پس از اين گل، بازى متعادل دنبال مى شد كه شريفى نسب پاس در عمقى را براى محسن خليلى فرستاد. مدافعان استقلال به خيال آفسايد ايستادند و دست هاى خود را بالا بردند اما آفسايدى در كار نبود و خليلى پس از استپ كردن توپ، وحيد طالب لو را دريبل زد و در شرايطى كه پيش از گل دست هايش را به نشانه فتح دروازه استقلال بالا برده بود، چند ثانيه با توپ جلو رفت و دروازه خالى را باز كرد. خليلى پا به توپ جلو مى رفت و ۷۵ هزار نفر خون دل مى خوردند و فرياد مى زدند كه «نزن، نزن» اما مردان سايپا مى گفتند:«بزن» و خليلى حرف ۷۵ هزار نفر را نشنيد و فرياد دايى كه مى گفت: «بزن» از همه بلندتر بود. بعد از اين گل، استقلال صاحب فرصت هايى شد اما وقتى على عليزاده مهاجم اين تيم است، شما انتظار گل داريد؟ عليزاده به تنهايى ۲ فرصت صددرصد را هدر داد - به عبارتى ميثاق معمارزاده در نقش فرشته نجات ظاهر شد - و بازى به دقايق پايانى رسيد.
۴ دقيقه وقت تلف شده هم گذشت و تركى به ساعتش نگاهى انداخت و در سوتش دميد تا گلوله اى نارنجى رنگ در گوشه اى از ورزشگاه شادمانى كند و ۷۵ هزار نفر - بلكه ۸۵ هزار نفر - با حسرت نظاره گر آنها باشند. ميثم بائو هنوز روى نيمكت نشسته بود و نمى دانيم كه حسرت فرصت نيمه اول را مى خورد يا افسوس براى ضربه اى كه از روى نقطه پنالتى زد و سيدجلال آن را دفع كرد. به هر حال او غمباد گرفته بود و مثل همه آن ۷۵ هزار نفر اشك حسرت مى ريخت؛ گريه كن استقلال، گريه كن!
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۶/۰۲/۳۱ ساعت ۳:۱۸ ب.ظ توسط حمید آبی
|
با عرض سلام خدمت تمام بازديدكنندگان عزيز مخصوصا هواداران استقلال