اختلاف نظر و تفاوت سليقه صمد مرفاوى و تئودور يونگ چيزى نبود كه از ديد نافذ حتى عادى ترين هواداران استقلال هم دور بماند و هر بار كه آبى ها در نتيجه گيرى به بن بست مى رسيدند اين مسأله حتى با برداشت هاى كوتاه تلويزيونى نيز كاملاً پيدا بود.
گمانه ها بر سر جنگ علنى اين ۲ نيمكت نشين آبى ها- كه يكى فقط قرار بود تمرين دهنده باشد و ديگرى نظر آخر را مى داد- با بيرون نشاندن محمود فكرى به خواسته مرد هلندى كه از شهرآورد پايتخت شروع شده بود حالت جدى ترى به خود گرفت. كاپيتان باسابقه استقلال هم كه مقبول مرفاوى بود و او هرگز نمى خواست با بيرون آوردن اين بازيكن تيم اش بهم بريزد، از آنجا كه در تفكرات يونگ جايى نداشت به اين خواسته تن داد و ۴ بازى را از روى نيمكت يا سكوها نظاره گر به ميدان رفتن جانشينانش بود.
اما درست عكس اين اتفاق در قبال لئونارد كوئيكه كامرونى قرار بود حادث شود. او كه در حضور نزديك به ۲۳ دقيقه اى اش مقابل برق شيراز باعث پيروزى درخشان آبى ها شده بود در بازى بعدى استقلال مقابل سپاهان در اصفهان تنها براى دقايق كوتاهى به بازى رفت و اين اصلاً مطابق ميل و خواسته يونگ نبود. مرد هلندى اعتقاد ويژه اى به مهاجم تنومند كامرونى اش داشت و در صحبت هاى خود پس از شكست آبى ها در نصف جهان، به مرفاوى انتقاد كرده بود كه چرا به او تنها ۲۲ دقيقه بازى داده است.
تقابل ۲ مربى تا ديروز همين طور ادامه داشت و هر كدام از طرفين در مصاحبه هاى خود با گفتن اين جمله كه ما مشكلى با هم نداريم به نوعى سعى در تلطيف جو ايجاد شده مابين خود داشتند و به دنبال بروز نكردن اختلافشان به بيرون از تيم و روزنامه ها بودند.اما بازى ديروز آبى هاى تهران و خوزستان محلى براى خودنمايى هر يك از دو طرف دعوا بود. يونگ مى خواست نظرش را به سرمربى جوان تحميل كند و مرفاوى هم هرگز نمى خواست مقابل او كوتاه بيايد تا همچنان مرد اول نيمكت باشد. وقتى ۱۱ بازيكن استقلال به زمين آمدند نگاهى به تركيب اصلى، صلح در تفكرات دو مربى را نشان مى داد. جالب بود؛ استقلال به يكباره تغيير تاكتيك داده و از ۲-۵-۳ سنتى به ۳-۳-۴ روى آورده بود. سيستمى كه ابزار پياده كردنش را نداشت اما براى سازش ۲ مرد نيمكت نشين بالاخره بايد هر طورى كه شده طراحى مى شد.
با اجراى اين سيستم هم فكرى در زمين حضور داشت و هم كوئيكه در مثلث تهاجمى حاضر مى شد تا صمد و يونگ طى يك معامله غير مستقيم هر يك خواسته خود را برآورده شده ببينند. اما بايد قبول كنيم كه استقلال بالاخره از اين جنگ و جدل ضرر كرد.
درست كه تقابل ۲ مربى با اين معامله مخفى به نوعى پايان داده شد و فعلاً مسكوت ماند اما بهاى اين معامله براى استقلال چه بود؛ خالى شدن ميانه ميدان، ناهماهنگى خط دفاعى استقلال در حساس ترين بازى فصل و در نهايت هدر رفتن ۲ امتيازى كه مى توانست تضمين قهرمانى باشد. شما اسم اين اتفاق را «ضرر» نمى گذاريد؟