احتمالاً هدف اين بود كه استقلال مقابل ملوان دچار تنش و تزلزل نشود و حداقل يك سرپرست موقت كارها را اداره كند و در مقابل هم سازمان با دقت و حوصله بيشترى وضع مديريتى را سر و سامان بدهد.
بر اساس آخرين اخبار على آبادى به هاشمى اعلام كرده كه به هيچ وجه از مديران قبلى استفاده نكند. علت اين مسأله هم به بررسى پرونده توسط كميته حقيقت ياب برمى گردد، به اين قضيه با ۲ ديدگاه مى توان نگاه كرد: ۱- شايد كميته حقيقت ياب نتيجه بررسى خود را اعلام و مديران قبلى را يكى از مسببان حذف استقلال اعلام كرده و لذا نمى توان مديران مقصر را دوباره به كار گرفت. ۲- ديدگاه بعدى بر اين تحليل استوار است كه مسؤولان بررسى پرونده حذف استقلال يا همان كميته حقيقت ياب هنوز به نتيجه روشنى نرسيده اند و لذا نبايد به افراد مستعفى تا حصول نتيجه اين كميته حكم داد.
گذشته از اين با احتمال جابجايى زريبافان در كابينه دولت و مشغله جديد وى بعيد به نظر مى رسد كه او را در هيأت مديره استقلال ببينيم نكته مهم تر از همه اينها تمايل على آبادى نسبت به تشكيل مجمع است. او در تازه ترين اظهارات خود اعلام كرده اگر مى شود تا پايان سال يك مجمع خوب، قوى و كارآمد را تشكيل داد اين مهم را ا نجام داده و سپس با انتخابات، هيأت مديره را معلوم كنيد. اگر مجمع به هر دليلى تشكيل نشود، على آبادى به معاون ورزشى خود تأكيد كرده كه يك هيأت مديره ورزشى، تخصصى و متناسب را در نظر گرفته كه در ادامه راه سازمان كمتر درگير مسائل ريز باشگاه شود.
با توجه به اين روند شانس ورزشى ها براى تصدى كرسى هاى مديريت بيشتر شده و اين گروه در اكثريت قرار دارند. افرادى چون منصور پورحيدرى، جواد قراب، مجتبى كردنورى و جهانگير كوثرى از نفراتى هستند كه در كنار حاجيلو، روشن، على جبارى و بهتاش فريبا مى توانند اين اكثريت را در كارهاى مديريتى و فنى به خود اختصاص دهند.
برخى از منتقدان علاوه بر حضور ورزشى ها اعتقاد دارند كه از افراد تحصيلكرده ورزش كه داراى مدرك و پيشينه معتبرى هستند بايد در بدنه مديريتى باشگاه نيز استفاده كرد، متخصصانى كه با علم و دانش روز دنيا آشنا و نوع باشگاهدارى در جهان را به خوبى مى دانند اگر اين ۲ طيف در كنار هم قرار بگيرند بدون شك مى توان به آينده استقلال اميدوار بود.
بحث استعداديابى و پرورش آنها و توجه به تيم هاى پايه در اين باشگاه به فراموشى سپرده شده است. در كنار اين گروه حضور مشاوران اقتصادى و آگاهان اين علم به همراه افرادى كه در زمينه حقوقى و قوانين بين المللى سررشته دارند مى تواند باشگاه را از گزندهاى احتمالى دور كند.
استقلال با ميليون ها طرفدار و جاذبه هايى كه در سراسر دنيا دارد مى تواند پاى بنگاه هاى اقتصادى بزرگ را به باشگاه و فوتبال ايران باز كند به شرطى كه زمينه براى فعاليت آنها مساعد و ريسك سرمايه گذارى آنها به حداقل برسد. در هر حال بايد منتظر آينده بود و ديد كه چه سرنوشتى در انتظار استقلال است.