هفته ها بود كه استقلال را اينگونه مى ديديم و تنها عنصر شلوغ كارى اين تيم هم كه با محروميتى ۱۰ جلسه اى، زندگى آرامى را بيرون فوتبال سپرى مى كرد تا سرانجام رسيديم به عصر جمعه ۲۷ بهمن ماه ۸۵ كه استقلال در خانه مقابل فولاد قرار گرفت.
بازى شروع شد و سياوش اكبرپور بعد از مدت ها دوباره در تركيب استقلال حضور داشت اما هرچه از بازى مى گذشت، سياوش و روحيه او را در بازى استقلال نمى ديديم و استقلال همانى بود كه بود؛ آرام، ساكت، بى جوش و خروش و كم دردسر! اين بازى ما را مى برد به بازى فصل ۸۵-۸۴ استقلال- فولاد در روزهاى پايانى ليگ قبلى كه استقلال با ۴ گل فولاد را در هم كوبيد يك قدم به جام نزديك شد و در تحليل آن نوشتند: عكس استقلال در استيل براق جام!
آن استقلال كجا و اين استقلال كجا؟ آن تيم پر جنب و جوش كجا و اين تيم مظلوم و باحيا كجا!
بازى ادامه پيدا مى كند و على رغم گل دقيقه ۲۷ فرزاد مجيدى، هيچ تحولى در بازى اين تيم رخ نمى دهد و تلاش فرزاد مجيدى كه به كنار تابلوهاى تبليغاتى و تماشاگران را به جنب و جوش و هياهو وامى دارد، باز هم بى نتيجه است. مى پرسيم پس اين سياوش اكبرپور كجاست؟ بازيكنى كه روح مبارزه طلبى و روح جنگندگى را ذاتاً همراه دارد و گاه از اين روحيه، خارج از عرف فوتبال استفاده مى كند و گرفتار محروميت مى شود، او كجاست؟
۵۷ دقيقه در پى او مى گرديم و در زمين مسابقه جستجويش مى كنيم تا سرانجام پا به توپ مى شود، قدم كه به محوطه جريمه مى گذارد، تماشاگران هم لحظه به لحظه نيم خيز مى شوند و درمى يابند كه انگار توفانى در راه است.
يك بار سر توپ مى زند، يار مقابل را كه عبور مى دهد، شوت را به تير دوم مى زند و گل دوم استقلال شكل مى گيرد. انگار اين گل پاسخ به تمام اتفاقاتى بود كه در همه اين روزها بر استقلال و سياوش مى گذشت و عقده اى در دل آنها بود. فرياد سياوش اكبرپور كه پس از گل با دست راست محكم بر سينه اش مى كوبيد، گوياى واقعيتى كتمان ناپذير بود. اين فرياد كه از اعماق وجود اين بازيكن بيرون مى آمد، اعتراضى بود به وضع حاكم و به نحوه بازى تيم استقلال. با اين گل انگار سياوش و استقلال جان تازه اى گرفت و بازى از حالت سرد و كرخت اوليه خارج شد و على رغم اشكالاتى كه همچنان وجود داشت، استقلال صلابت و روح قهرمانى پيدا كرد.
سياوش اكبرپور به استقلال بازگشته است و على رغم تمام انتقاداتى كه به رفتار و گفتار و نحوه زندگى او وجود دارد، او را يك عنصر لازم براى استقلال مى دانيم كه روح مبارزه طلبى را با جاه طلبى آميخته و به بازى تيمش تزريق مى كند. استقلال به روحيه سياوش اكبرپور- كه نبايد از عرف فوتبال خارج شود- نياز مبرم دارد و صمد مرفاوى، مرد آرام و گوشه گيرى كه اهل دعوا و جدل نيست، در تمام اين مدت هيچگاه نتوانسته- يا نخواسته- استقلال را اينگونه ببيند. بازگشت سياوش اكبرپور به استقلال اتفاق خوشايندى بود كه مى تواند اين تيم را از بحران «شكل بازى» خارج كند و فرم جديدى به بازى اين تيم ببخشد. با اين اميد كه تجربه محروميت ۱۰ جلسه اى كه با عفو كميته انضباطى كاهش يافت تجربه اى براى اين بازيكن بشود تا ديگر كسى بيم آن را نداشته باشد كه اكبرپور دوباره وارد جنجال شود و راهش به كميته انضباطى بيفتد.
حالا مى توانيم استقلال تازه اى را ببينيم كه ميل به پيروزى دارد و به زمين نمى آيد كه بازى كند، بلكه بازى مى كند كه برنده باشد و زياده خواه شده است.