حميد رضا عرب
Hamid Reza Arab
پيروزى در اهواز مقابل فولاد خوزستان كه به لحاظ مرغوبيت و نوع بازى جنسى شبيه تيم هاى ليگ برترى دارد اتفاق بزرگى بود كه به واسطه درايت امير قلعه نويى در تغيير دادن درست شيوه بازى استقلال كه راهكارى صحيح محسوب مى شد و بى گمان مى توان گفت تنها همين راه را پيش رو داشت به دست آمده تا پس از يك ناكامى بزرگ در عرصه ليگ برتر استقلال به بازى نهايى راه يابد و به زعم اكثر كارشناسان شانس اول قهرمانى محسوب شود. تشخيص قلعه نويى، روحيه بازيكنان، مديريت بحران و ميل به خواستن فاكتورهاى لازمى بود كه استقلال را به سوى پيروزى در اهواز سوق داد اما نبايد اين نكته را هم از ياد برد كه استقلال در عين شايستگى و تغييراتى كه لازمه پيروزى اين تيم بود، هرچند به لحاظ تاكتيكى رشد چشمگيرى داشت و اشتباه به خصوص در فاز دفاعى به حداقل رسيده بود تا امير قلعه نويى هم پس از بازى اين چنين لب به سخن بگشايد: «ساختار دفاعى مان عالى بود»، همچنان اشكالاتى را با خود داشت كه اگر اين اشتباه هاى فردى و تاكتيكى در آستانه بازى با يكى از دو تيم برق يا پگاه برطرف نشود استقلال را در بازى نهايى با دردسر مواجه خواهد كرد يا دست كم قهرمانى اين تيم را به تاخير خواهد انداخت.
***
از نماى نزديك و پشت شيشه هاى جايگاه خبرنگاران ورزشگاه تختى اهواز مى شد دو شيوه بازى ساده را از استقلال در زمان حمله و دفاع ديد. استقلال كه در نيمه نخست براى اجراى يك بازى منطقى پا به ميدان گذاشته بود و با خوش شانسى دروازه اش بسته ماند برخلاف جريان بازى به گل رسيد و نيمه دوم هم برخلاف جريان بازى و روى اشتباه مجتبى جبارى دروازه اش را بازشده ديد.
فارغ از جريان گل ها اما مى شد فقدان جريان كارساز موج دوم كه اجرايش چه در زمان دفاع و چه در زمان حمله بر هر تيمى واجب است و امير قلعه نويى خود يكى از مربيانى است كه از مكتب اين شيوه پيروى مى كند را در استقلال مشاهده كرد. استقلال چه وقتى مجبور بود مقابل حملات پى درپى فولاد دفاع كند و چه وقتى مى بايست كار هجومى را در دستور كار قرار مى داد از داشتن بازيكنان مكمل و در اصطلاح «پوشش دهندگان» محروم بود به شكلى كه (Team working) را با اشكالات عمده اى روبه رو مى كرد. به نظر مى رسيد قلعه نويى در زمان دفاع وظيفه كمك رسانى به عناصر دفاعى را به عهده پژمان منتظرى، مهدى اميرآبادى و كمتر ميثم منيعى سپرده بود اما در بيشتر زمان بازى پژمان منتظرى، اميرآبادى و بعضا ميثم منيعى از حريف جا مى ماندند. اين ضعف چشمگير و شايد ناپيدا ميان مردان استقلال در حقيقت فرصت هاى بسيارى را در اختيار محمد قاضى، احمد مؤمن زاده و بختيار رحمانى قرار داد تا استقلال روز بسيار سختى را پشت سر بگذارد.
***
استقلال بيش از هر چيز در آستانه بازى نهايى نياز به تراش خوردن تركيب خود دارد. امير قلعه نويى به وضوح نشان داد از جنبه هاى روحى روانى توانسته است استقلال را دچار تغييرات بسيارى كند اما به لحاظ فنى و تاكتيكى هنوز اشكالاتى وجود دارد كه لزوم برطرف شدن آن در آستانه بازى فينال بسيار حياتى مى نمايد. استقلال در فاز هجومى اشكالات كمى ندارد. اگر صحنه گلى را كه روى خلاقيت روانخواه- مجيدى و گلزنى عليزاده به ثمر رسيد از ذهن دور كنيم به اين نكته مى رسيم كه استقلال در غالب صحنه ها نتوانست از موقعيت هاى به دست آمده بهره لازم را ببرد. استقلال به همان ترتيب كه در فاز دفاعى كم نيرو جلوه مى كرد به دليل رعايت نكردن همين فاكتور لازم در زمان حمله هم با كاهش نيرو مواجه بود. حركت موج دوم در زمان هجوم هاى استقلال نكته اى است كه نبايد از ذهن بازيكنان استقلال دور شود. امير قلعه نويى در فاز هجومى وظيفه اضافه شدن به نيروهاى هجومى را به عهده اميد روانخواه، مجتبى جبارى و در نيمه دوم محسن يوسفى سپرده بود كه اينان هم همچون بازيكنان دفاعى نتوانستند از عهده مسووليت برآيند. بديهى است كه اگر اين اشكالات نهان تا آستانه بازى با يكى از دو تيم برق يا پگاه از تن استقلال بيرون رانده نشود استقلال با كمبود تنوع تاكتيك روبه رو خواهد شد و تا تبديل شدن به تيمى كه ارزش حضور در فينال جام حذفى را نمى داند، تنزل پيدا خواهد كرد!