حميدرضا عرب
Hamidreza Arab
گرچه امروز بسيارى معقتدند تيم فعلى استقلال به لحاظ بدنى و حتى تاكتيكى از آمادگى لازم به دور است و تاب رقابت در جام حذفى را ندارد ومساله روحى روانى نيز عاملى است كه اين تصوير پررنگ تر جلوه كند، اما امير قلعه نويى كه در ذات آدم زيركى است قصد دارد در كمترين زمان ممكن استقلال را به اوج آمادگى برساند، سابقه خوش قلعه نويى در استقلال در واقع تنها به محدود زمان قهرمانى اين تيم در فصل پنجم برنمى گردد، اگر نگاهى عميق به سبقه قلعه نويى و استقال داشته باشيم به اين مهم مى رسيم كه او يك بار با چنين وضعيتى روبه رو بوده است، وقتى استقلال با رولند كخ آلمانى در فصل دوم ليگ برتر به رتبه نازل نهم سقوط كرد، امير قلعه نويى هدايت استقلال را عهد دار شد و نتيجه آن شد كه استقلال در همان سال عنوان نايب قهرمانى را به چنگ آورد و حتى اگر كمى خوش شانس بود و اسير يكسرى اتفاقات پشت پرده اى نمى شد چه بسا مى توانست جام قهرمانى را در همان سال تصاحب كند. همان روزها بود كه استقلال امير قلعه نويى را به عنوان يك عنصر مفيد درتيمش پذيرفت و نتيجه آن شد كه استقلال با او ۳ سال طلايى را تجربه كند. كسب عناوين دومى، سومى و قهرمانى در فصول سوم، چهارم و پنجم ليگ برتر از امير قلعه نويى مردى مفيد در استقلال ساخت. او اگر در فصل سوم از تجربه بيشترى برخوردار مى بود حتى مى توانست در بدو ورود با قهرمانى شايستگى هايش را به اثبات برساند. درواقع مى توان در هفت دوره ليگ برتر به جز اولين دوره كه استقلال همراه با منصور پورحيدرى به رتبه دوم رسيد، طلايى ترين روزهاى آبى پوشان را مربوط به دورانى دانست كه امير قلعه نويى سرمربى استقلال بوده است. در همه اين دوران-سال گذشته- كه امير قلعه نويى به دليل حضور در تيم ملى و نگرش مديران به استفاده از مربيان ديگر استقلال با وجود شايستگى هاى كه داشت هرگز نتوانست در زمره مدعيان قرار بگيرد. فصل ششم استقلال همراه با صمد مرفاوى جايى بهتر از رتبه چهارمى نيافت و فصل گذشته هم استقلال به واقع بدترين نتيجه تاريخ خود را به دست آورد و همين نزول چشمگير حكم به حضور قلعه نويى در استقلال داد.

اولين گام، دگرديسى
هر چند حضور قلعه نويى در استقلال با شكل گيرى شايعه اى خطرناك همراه بود و بسيارى بر اين باور بودند كه فتح ا... زاده در برهه حساس كنونى از استقلال كنار گذاشته خواهد شد كه حضور زريبافان به عنوان نماينده تام الاختيار سازمان تربيت بدنى اين شايعه را قوت مى بخشيد اما قلعه نويى بى توجه به اين شايعات سعى مى كند تيمش را به لحاظ فكرى و روانى آماده پيكار با فولاد خوزستان كند. امير قلعه نويى طى سه سال حضورش در استقلال طعم تلخ حذف از جام حذفى را چشيده است براى همين با قواعد نانوشته بازى در جام حذفى آشنايى دارد. مهم ترين چيزى كه حكم به قهرمانى يك تيم در جام حذفى خواهد داد داشتن روحيه اى بزرگ است.
به همين دليل و باتوجه به اقتضاى شرايط فعلى قلعه نويى اولين گام را با ايجاد دگرگونى آغاز كرد. بازگرداندن مغضوبين خود علاوه بر تقويت فنى استقلال ديگر بازيكنان را در شرايط روحى روانى بسيار آرام قرار مى دهد.
براى همين قلعه نويى اولين گام را در مسير بازگرداندن كنار گذاشته ها برمى دارد و عليرضا منصوريان را هم به شيوه خاصى به تمرينات فرا مى خواند تا از نقطه آغازين ذهنيت هاى احتمالى منفى را از پيرامون خود دور كند و مهم تر از همه تيم را به يك ثبات روحى روانى برساند.

بازى با اعداد
وآثار به جا مانده در تمرين
قلعه نويى شطرنج باز ماهرى است. حتى اگر كمى جسارت به خرج مى داد و در دورانى كه تيم ملى را در يد خود مى ديد، رودر بايستى را با دانه درشت ها كنار مى گذاشت، مى توانست عمر خود را در تيم ملى بيشتر كند. يكى از فنون قلعه نويى در حيطه كارى بازى با سيستم است. او در همين راستا بهترين و عاقلانه ترين شيوه در برهه فعلى را در تغيير دادن سيستم بازى تيمش جستجو مى كند.
بازگشت به شيوه ۲-۵-۳ گرچه يك شيوه سنتى به حساب مى آيد اما به واسطه آشنايى غالب تيم هاى ايرانى با اين شيوه و آمادگى ذهنى بازيكنان ما با انجام چنين سيستمى مى تواند يك راهكار عاقلانه محسوب شود. اين تغيير نشان دهنده اين مهم است كه امير قلعه نويى با وجود اينكه قول قهرمانى نداده اما از درون با خود مى پندارد كه اين استقلال با تغيير روش خود قادر است در جام حذفى از فولاد خوزستان و شرايط بازى سخت در اهواز عبور و خود را به فينال برساند. چنين به نظر مى رسد كه قلعه نويى از اين تركيب بهره بگيرد: دروازه بان: وحيد طالب لو- مدافعان: صادقى، كوشكى و منتظرى- هافبك ها: منصوريان، جبارى و روانخواه- هافبك هاى كنارى: امير آبادى و منيعى- مهاجمان: برهانى و مجيدى. البته حضور مجيدى در خط ميانى متحمل است و اينكه قلعه نويى در نهايت تصميم بگيرد شفيعى را به ميدان بفرستد. او سعيد لطفى و پيروز قربانى را هم زير نظر دارد و روى نوازى هم حساب مى كند.

لعنت به اين شانس
... و مى رسيم به آن جملات احساسى، جملاتى كه بيشتر از زبان يك هوادار مى توان شنيد تا يك منتقد! استقلال چرا به اين روز افتاد و چگونه نتوانست همراه با ناصر حجازى و فيروز كريمى جايى بهتر از رتبه نازل سيزدهمى به دست آورد. حجازى نتوانست و فيروز كريمى هم در ايجاد تغيير ناكارآمد بود، او رفت و پيش تر از آن هم حجازى رفته بود تا امير قلعه نويى بيايد تا شايد نقش منجى را در استقلال ايفا كند.
امير قلعه نويى از مس كرمان آمده است، تيمى كه بى گمان اگر او را در اختيار نمى گرفت جايى ميان تيم هاى قعرنشين و احتمالا سقوط به ليگ يك نمى داشتف حالا يك تيم سقوط كرده در اختيار قلعه نويى است، شرايطى كه با زمان حضورش درمس كرمان برابرى مى كند، وضعيتى كه او خود در فصل سوم ليگ برتر پس از افتضاحى كه به همراه رولند كخ به وجود آورد نيز در استقلال حاكم بود. شايد حتى فكر كردن به قهرمانى استقلال در جام حذفى هم غير ممكن باشد شايد اين روحيه هاى شكننده ناب مقاومت در اهواز و احتمالا پس از آن در اصفهان و تهران را نداشته باشد اما چگونه مى توان به استقلال اميدوار نبود چگونه مى توان به آقاى فوتبال آسيا و پرافتخارترين تيم قاره كهن اميدى نداشت و چگونه مى توان امير قلعه نويى را در ايجاد روحيه اى مبارزه جو در استقلال ناتوان دانست به ياد داريم دوران خوب استقلال در ليگ برتر با امير قلعه نويى را. سه سال يك قهرمانى، يك نايب قهرمانى و يك سومى! آيا كسى همچون او را سراغ داريد